باندهای گدایان درشهرکابل؛ ترویج فقر یا عدم مدیریت اقتصادی؟

66

افزایش  روز افزون  تگدی گری در  سرکهای کابل  موجب مزاحمت برای شهروندانی که  عبور و مرور میکنند؛ میشود.

دیدن صحنه هایی که این قشر در سطح شهر می سازند برای شهروندان و عابرین بسیار دردناک است. زنان و اطفالی را می بینیم که با وضعیت مختلف در هر شرایطی (سرما و گرما) دست گدایی دراز می کنند که این حالت شان بالای روحیه هر بیننده تاثیرمنفی دارد. دیدن تصویر هایی چون اطفال خوابیده و یا در حالت نشئه بسیار دردناک بوده و بر روحیه شهروندان تاثیر منفی به جا می گذارد.

خواستیم تا در این مورد دیدگاه برخی از شهروندان را با خود داشته باشیم.

عزت الله؛ یک تن ازراننده گان شهر کابل می گوید: “تمام این زنان و کودکان موبوط به یک باند می شوند و گدایی برای این طبقه یک عادت زشت شده است.”

عزت الله براین  باور است که این گداها برای مردمان خاص کار می کنند و درآمد خود  را به این باند ها تسلیم می کنند و از روشهای مختلف؛ همان مقدار از قبل تعیین شده را به دست می آورند.

احمد یکی ازشهروندان دیگر شهرکابل می گوید: ” وقتی از خانه بیرون میشویم و به سرکها میاییم؛ بزرگترین مشکل ما ترس از گدایان میباشد زیرا اغلب اینها گدا نیستند و دست به  دزدی اموال مردم میزنند و ما بیشتر در خطر میباشیم. “

برخی از گزارش ها نشان می دهد که بیشتر گدایان به اطفال خود مواد نشئه آور می دهند و حتی بعضی از این گدایان  اطفال شان را به کرایه هم میدهند. زنانی که مربوط  به این باندها می باشند با حیات خود و فرزندانشان بازی می کنند.

ساره یکی از زنان گدا چنین می گوید: “پس ازاین که از خانه بیرون می شوم، به دخترخردسالم تریاک می دهم؛ با خوردن آن ساعت ها می خوابد و گرما و سرما بالایش تاثیرنمی کند.”

یک زن گدای دیگر از به کرایه دادن اطفال خرد سالش نیز یاد آوری می کند. این زن سه طفل دارد؛ یکی از این اطفال را با خود به گدایی می برد و دو طفل دیگر را به دو زن گدای دیگر به کرایه می دهد.

رضا احمد، یکی از عابرین درموقع خرید می گوید که: “باندهای گدایان ازاطفال خرد سال و زنان سوء استفاده می کنند.”

عزیزاحمد یک تن از دکانداران شهرنو می گوید: “زنان و اطفال گدا مشتریان را ناراحت کرده و به زور ازآنها پول می گیرند و وقتی مشتریان پول نمی دهند با پوچ گفتن و دست درازی اموال شان را سرقت می کنند.”

افزایش گداها درمجموع همه شهروندان را به درد سر انداخته است وباید دولت از فعالیت گداها جلوگیری نماید؛ البته نمی توان گفت همه گداها برای شهروندان مزاحمت می کنند؛ باید پذیرفت که بسیاری از گدایان از روی ناداری و مجبوریت دست به تگدی می زنند.

به عقیده باشنده شهر کابل؛ درجاده های پر رفت و آمد؛ گداهای دیده می شوند که ازصبح تا شام فریاد میزنند و  برخی اوقات این گداها به پاهای مردم می افتند و خیرات می خواهند.

خواستیم در این مورد نظرمقامات مسوول را نیز داشه باشیم اما موفق به این کار نگردیدیم.

 در سال های اخیر با توجه به موج فزاینده فقر و بیکاری آمار گدایان شهر کابل افزایش یافته است و این موضوع سبب نگرانی باشنده گان شهر کابل شده است. در این باره نوک تیز انتقادات به سوی مسوولان ذیدخل این معضل اجتماعی است که چرا آنها تدبیری برای کاهش این مشکل نداشته اند؟

مژگان نصرتیار