بررسی حقوقی و جرم شناختی بزه دیدگی زنان در افغانستان

299

 

گلثوم سادات حسینی
شاعر و نویسنده و استاد دانشگاه

خشونت علیه زنان، پدیدهای جهانی است؛ زیرا زنان به دلیل عوامل خاص زیست شناختی و اجتماعی، پیش زمینه

و استعداد قبلی برای بزهدیدگی دارند؛ با وجود جهانی بودن این پدیده، مسئله بزدهدیدگی زنان، در افغانستان، ابعاد

گسترده تری دارد و از گذشته های دور تاکنون به شیوه های گوناگون، رواج داشته است؛ از این رو این تحقیق بر آن است؛

تا واکنش نظام حقوقی افغانستان را در قبال بزه دیدگی زنان، از لحاظ حقوقی و جرمشناختی، با روش توصیفی و تحلیلی

و با روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که نظام حقوقی افغانستان،

در برابر بزهدیدگی زنان، از لحاظ حقوقی و جرمشناختی، با چه مزیتها و نواقصی همراه است و میزان رعایت اصول

جرم انگاری در قانون منع خشونت علیه زنان در افغانستان چگونه است. همچنین میزان توجه به بزهدیده، در ضمانت

اجرایی تعیین شده چگونه است. یافته های تحقیق نشان میدهد که نظام حقوقی افغانستان، در عرصه قانونگذاری و قانون

نویسی، مزیتها و کاستیهای متعددی داشته است. همچنین نظام حقوقی افغانستان در واکنش به بزهدیدگی زنان، به

جرم انگاری، مجازات و سیاست جنایی افتراتی در حمایت از زنان و توجه به خسارت بزدهیده و عضویت در

کنوانسیونهای بین المللی حمایت از زنان بزدهدیده، اقدام کرده است.

خشونت علیه زنان، قبل از آن که مسئله ای خانگی، محلی، شهری، کشوری یا منطقه ای باشد، مسئله ای جهانی

است؛ زیرا زنان به دلیل عوامل خاص زیست شناختی و اجتماعی، پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزهدیدگی دارند و

براساس یافته های جرمشناختی، بزهکاران بالقوه، قربانیان خود را غالباً از میان افرادی انتخاب میکنند که ارتکاب جرم بر

روی آنها دارای خطر و هزینه بالایی نباشد؛ بنابراین زنان به عنوان افراد بالقوه آسیب پذیرتر از مردان، آماجهای مطلوبی

برای مجرمان و بزهکاران محسوب میشوند.

مسئله بزدهدیدگی زنان در افغانستان، ابعاد گسترده تری دارد و از گذشته های دور تاکنون به شیوه های گوناگون،

رواج داشته است؛ با وجود این، بحرانها و ناامنیهای چند دهه گذشته، به دامنه آمار خشونتها به ویژه در برابر زنان

بسیار افزوده و آسیبهای زیادی را در پی داشته است. نابرابریها و تبعیضهای زیادی علیه زنان در این کشور وجود

دارد. در هفده سال اخیر، برای مبارزه با خشونت علیه زنان، فعالیتهای بسیاری صورت گرفته است؛ مهمترین واکنش

بوده است؛ با وجود این، بدون تردید » قانون منع خشونت علیه زن « حقوقی درباره بزهدیدگی زنان در افغانستان،  تصویب این قانون با مزیتها و نواقصی همراه است که نیاز به بررسی حقوقی و جرمشناختی دارد.

 این تحقیق بر آن است تا واکنش نظام حقوقی افغانستان را در قبال بزهدیدگی زنان، از لحاظ حقوقی و جرم

شناختی، بررسی کند. بدون تردید، نظام حقوقی افغانستان، از لحاظ تدابیر و اقدامات مقابله با خشونت علیه زنان، تعقیب

عدلی مرتکبین خشونت علیه زنان و چگونگی جبران خسارت بزهدیدگان با مزیتها و نواقصی مواجه است؛ این مسئله،

در این تحقیق، مورد بررسی قرار میگیرد.

بررسی « درباره خشونت علیه زنان در افغانستان، مقالات و کتب متعددی منتشر شده است؛ اما اثری بااین عنوان

منتشر نشده است. در آثار مرتبط با خشونت علیه زنان بیشتر به » حقوقی و جرمشناختی بزهدیدگی زنان در افغانستان

انواع خشونت علیه زن، سیاست جنایی افغانستان در این مورد و قوانین بین المللی پرداخته شده است؛ با وجود این،

مقاله یا کتابی که به طور دقیق، با عنوان این مقاله مطابقت داشته باشد، در نتیجه بررسیها به دست نیامد.

روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، کتابخانهای و روش تحلیل و بررسی دادهها، توصیفی – تحلیلی است.

این تحقیق به این سؤالات پاسخ میدهد که نظام حقوقی افغانستان در برابر بزهدیدگی زنان، از لحاظ حقوقی چه واکنشی

نشان داده و مزیتها و نواقص آن کدام است؟ میزان رعایت اصول جرم انگاری در قانون منع خشونت علیه زنان در

افغانستان چگونه است؟ میزان توجه به بزه دیده، در ضمانت اجرایی تعیین شده چگونه است؟ آثار و پیامدهای به

رسمیت شناختن توقف رسیدگی در صورت رضایت زنان قربانی خشونت چیست؟ براساس فرضیه های تحقیق، نظام

حقوقی افغانستان از برخی جهات مانند نگاه خاص به زنان دارای مزیت و از برخی لحاظ مانند ادبیات قانون نویسی با

نواقصی مواجه است. به نظر میرسد که در جرم انگاری برخی از رفتارها در قانون منع خشونت علیه زنان، اصول و

مبانی جرم انگاری رعایت نشده است. همچنین به نظر میرسد در تعیین ضمانتهای اجرایی، قانون منع خشونت علیه__

زنان، ملاحظات و دغدغه های بزهدیده گان چندان مدنظر قرار نگرفته است و انصراف از شکایت توسط زنان بزه دیده

میتواند خلاف جریان عدالت کیفری قلمداد شود. ای بررسی  حقوقی  ادامه  دارد