ترک کنم، میمیرم

208

داستان واقعی دختری که درگیر به تابلت (ک)  بود ما را  وادار کرد.تا گزارش تحقیقی  در مورد اعتیاد زنا ن داشته باشیم . در این گزارش متوجه شدیم  که زنان  زیادی  درگیر  اعتیاد هستند و  امار اعتیاد زنان و  دختران جوان  رو به افزایش  میباشد .

همانگونه که مردان زیادی در( زیر پل سوخته)  یکی  از جاهای که تجمع  زیادی  از  معتادین  در آنجا دیده میشود. باید گفت :زنان زیادی  نیز  در این منجلاب افتاده اند. در  این گزارش  زن جوانی  توجه  مرا به خودش  جلب کرد، حالت  مضطرب  داشت،به تعقیب زن جوانی  رفتم که به طرف پل سوخته میرفت خانم جوان ،دختری راکه حدود 10 ساله به نظر میرسید همراه خود داشت، سر وضع دخترک  خوب به نظر میرسید  اما به سرعت به طرف پل سوخته میرفتند . هر دو  نگران بودند وبه سرعت  بدون نگاه کردن  به اطرافشان  هر دو  زیر پل سوخته   رفتند. منتظر شدم  تا بر گردند، برای من هم خیلی سخت بود در انجا ماندن ، دیدن صحنه های  بسیار درد ناک ،جوانهای که درگیر اعتیاد بودند و نگاههای مردم  به من…….

 نیم ساعتی از  رفتن شان گذشت ،اول  دخترک از  زیر پل بیرون شد ،بدنبالش  آن زن ، حالتش تغییر کرده بود کمی  سرحالتر دیده میشد با ترس نزدیک شدم  سلام کردم، زن با حالت عصبانی نگاهی به من کرد  گفت :کی هستی، گفتم : یک دوست، دخترک صدا زد ” مادر  زود شو بیا برویم “به راه خودشان ادامه دادن من  به دنبالشان رفتم ،به  طرف سرکاریز میرفتند، دخترک  ترسیده بود سوال کرد ” ای همرای ما چکار داره” زن گفت :”مچم  از پشت ما روان است” بلا فاصله  گفتم  : “نمیدانم  از کجا مواد مخدر تهیه کنم  تازه به این  راه امدم “از سرعت  رفتنشان  کم شد ، زن نگاهی به من  کرد  گفت : هیچ یاد نگیر باز به  راه خودش ادامه داد . گفتم : چرا خودت  استفاده میکنی ؟

گفت :” بدبخت  شدم  بیچاره،  از ما  عبرت  بگیر “دخترک گفت :”برو  از زیر  پل بگیر مراقب  باشد  که تو ره نزنه “

 سوال کردم  چرا بزنه ،  من  ازشان مواد مخدر میخرم؟

”  خنده معنا دار کرد  گفت :” تو  با ای  استایل ” دیگه  چیزی نگفت،  زن  با عصانیت  از من خواست  که ازشان  دور  شوم ، پرسیدم  ،   دیگه  زنانه هم  هم  در  زیر پل میباشند؟  زن گفت :” حالی  کم است  شب ناقت  که شد  زیاد میشود  دخترای  به استایل خودت هم ”  میایه  میخره”  پرسیدم  چه چیزی میخرند؟  “همو چیزی که تو کار  داری  پودر  تریاک  هر چیزی  که بگی  هست “اما تو  برو خانه  یک  روز  درد تحمل کو  خودته  غرق نساز” گفتم :خاله جان   معتاد نیستم  از یک  خبر گزاری هستم ،  داستان  خودته و اینکه  چرا  گرفتار  شدی  را مینویسم ،بیشتر  ناراحت  شد  گفت :”چکارم داری  بان  به حال  روز خودم  باشم   از  پیش ما  برو” گفتم :درست است  خودت درگیر اعتیادی،  دخترت  را  چرا میبری؟” از پشت  گپ نگرد  ای  بد بخت هم  معتاد  شده”چرا ؟هنوز  خیلی  زود است  برای اعتیاد  با نگاه  پر از درد گفت : زمانی  که حامله بودم اعتیاد  داشتم  معتاد  بدنیا امده است ، برای  ارام  ساختنش از تریاک استفاده میکردم حالی مجبور است، پودر بزنه . با ناراحتی گفت: دیگه  سوال نداری نمیدانستم  چه  بگویم  شوهرت چی  او هم معتاد است ؟ از درد  اعتیاد مرد مره  بدبخت کردو این دختر  بیچاره …

مخارج زندگی از کجا تامین میشود ؟

کدام مخارج  یک خانه گلی  دارم نان هم  به گدایی میخوریم  خماری  هم که میکشیم  زیر پل  سوخته میریم  به هر  رقم که شده خودمان  را میسازیم  و  میبرایم . لطف کن  برو نه حوصله  تو  دارم و نمیخوایم  همرایت  گپ بزنم .

یک سوال  دیگه میتانم  ای  صحبتها را نشر کنم  ؟

 هرکاری دوست داری انجام  بده فقط  ما  را تنها  بگذار دردها  ما بیشتر از تصور  شما هست  .

نمیخوای ترک کنی ؟

نه نمیتانم میمیرم اگر  ترک کنم حالی  برو. نگاه  زن و دخترش  پر از درد بود انها خندهای  سردی  داشتن  و گویا  هیچ انگیره ای  برای  دوباره خوب  شدن و برگشت به زندگی نداشتن.

  در  این گزارش با افراد زیادی  که درگیر اعتیاد بودن  صحبت کردیم  نظرشان این بود که اعتیاد زنان  روز به روز افزایش  پیدا میکنند .وبخاطر تهیه مواد دست  به هرکاری میزنند( حتی تن فروشی )مردانی که خود درگیر اعتیاد هستند میگوند :که دولت باید کاری  برای دختران و زنان جوان انجام دهند حداقل یک جای جدا داشته باشند تا بتوانند مواد مورد نیازشان  را از آنجا تهیه کنند . در اینجا آنها امنیت جانی ندارند و صد فی صد به آنها تجاوز صورت میگیرد.

در پایان این گزارش  گفت گوی با لیلا حیدری داشتیم .

لیلا حیدری مسئول کمپ مادر

لیلا حیدری مسئول “کمپ مادر” در کابل است. این کمپ به دلیل موفقیت اش در ترک اعتیاد مشهور شده و صدها معتاد در نتیجه درمان در این کمپ، به زندگی عادی برگشته‌اند. این زن از دید، افراد معتادیک قهرمان است .لیلا  قدمهایش   را استوارتر کرده ، وکمپی جداگانه  برای  زنان مبتلا  به  اعتیاد احیای  کرد.لیلا  می گوید :به کمک سفارت کانادا حدود سه میشود ، که خانه ای برای  زنان معتاد  گرفته ایم  و تا زمانی که  دخترانم  بخواهند ، من ازشان نگه داری ،میکنم ،لیلا میگوید : اعتیاد یک بیماری  مزمن و خطرناک است  افراد مبتلا به  اعتیاد کنترول در رفتار خود ندارد .لیلا همانند مادر که دوست ندارد  عیبی  روی  بچهایش  بگذار، از  آنها  دفاع میکند.لیلا می گوید : تا هر  زمان، که افراد مبتلا، به این بیماری بخواهند من حامی  آنها هستم .لیلا، از دختر 16 ساله ای  نگه داری می کنند ، که  به اجبار  به ازدواج مردی  درامده ،که فروشنده مواد مخدر بوده ، لیلا حیدری  می گوید: دخترم  را به خانه اوردم ، به  همراه خانواده اش ،پدر و مادر  این دختر  نیز  درگیر اعتیاد هستند .این خانواده  را نگه  داری میکنم و مطمئنم  اگر  برگردند، به آن محیط   درگیر اعتیاد خواهد  شد. تلاشم این است ،که کاری  برایشان محیا  بسازم، تا خودشان  درامدی  داشته باشند.

از لیلا سوال کردم   آیا زنان معتاد، برای تامین  مواد حاضر  به تن  فروشی میشود؟

  لیلا حیدری  می گوید:معتادین  به مواد  هیچ کنترولی  بر رفتارشان ندارد آنها با بیماری  مزمنی  دست پنچه نرم میکند .نباید  از آنها بابت  رفتارشان انتقاد کرد. آنها  بیمارند  و نیاز  به حمایت  دارند  تا  بتوانند  از این  بیماری نجات  پیدا کنند.

دوره  درمان این بیماری چقدر طول میکشد؟

درمان بیماری اعتیاد یکماه طول میکشد  تا از  لحاظ جسمی  خوب شوند. بعد از این مدت ما این  بیماران  را  به یک انجمن روانکاوی معرفی میکنیم  تا در آنجا از لحاظ روحی روانی  نیز اماده شونلیلا می گوید :هدفم  این است  که در حد توانم کمی از مشکلات  جامعه، را حل کنم.

گزارش از :شفیقه محسنی