جرم شناسی

15

خشونت علیه زن

در این اعلامیه، « : تنها سند بین المللی که به تعریف خشونت پرداخته است، اعلامیه محو خشونت علیه زنان است

عبارت خشونت علیه زنان، به معنای هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است  که به آسیب یا رنجاندن جسمی، جنسی ویا روانی زنان منجر بشود

 یا احتمال میرود که منجر شود، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه، اجبار یا محروم کردن

». مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود

از تعریف فوق برمیآید که خشونت، عبارت از هرگونه آسیب و رنج جسمی، جنسی یا روانی است که بر فرد قربانی وارد میگردد

 اما مادة دوم همین اعلامیه، بیان میدارد که خشونت منحصر به آسیب جسمی، جنسی و یا روانی

تعبیر خشونت علیه زنان، باید شامل موارد زیر، اما نه محدود به این موارد

الف. خشونت جسمی، جنسی و روانی که در خانواده اتفاق میافتد، از جمله لت و کوب، آزار جنسی دختربچه ها

در خانه، خشونت مربوط به جهیزیه، تجاوز توسط شوهر، ختنة زنان و دیگر رسوم عملی که به زنان آسیب میرساند،

خشونت در رابطة بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان.

ب. خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعة عمومی اتفاق میافتد، از جمله تجاوز، سوءاستفاده جنسی،

آزار جنسی و ارعاب در محیط کار، در مراکز آموزشی و جاهای دیگر، قاچاق زنان و تنفروشی اجباری.

ج. خشونت جسمی، جنسی و روانی در هر جایی که توسط دولت انجام شود یا نادیده گرفته شود.

مادة سوم اعلامیه حذف خشونت علیه زنان، حقوق بشری زنان را برمیشمارد و به گونه ضمنی اشاره دارد که

نقض هر یک از این حقوق نیز میتواند مصداق روشنی برای خشونت ورزی علیه زنان باشد. این ماده چنین تصریح

زنان، به گونه برابر، حق برخورداری و حفظ همه حقوق بشر و آزادیهای اساسی در عرصه های سیاسی،  دارد.

اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی، و همه عرصه های دیگر را دارند. این حقوق، از جمله، شامل موارد زیر است: حق

زندگی، حق برابری، حق آزادی و امنیت شخصی، حق حمایت بالسویة قانون، حق آزادی از همه اشکال تبعیض، حق

بهروری از بالاترین میزان ممکن سلامت جسمی و روانی، حق شرایط عادلانه و رضایت بخش برای کار، حق این که

فرد، مورد شکنجه یا دیگر مجازاتها یا رفتار خشن، غیرِانسانی و تحقیرآمیز واقع نشود

بند 2 ماده سوم قانون منع خشونت علیه زنان افغانستان، خشونت علیه زن را چنین تعریف کرده است: ارتکاب

اعمال ماده پنجم این قانون که موجب صدمه به شخصیت، جسم، مال یا روان زن میگردد. اعمال ماده پنجم این قانون

که مصادیق خشونت علیه زن، محسوب شده است، عبارتاند از: تجاوز جنسی، مجبور نمودن به فحشاء، ضبط و صوت

هویت مجنی علیها و نشر آن به نحوی که به شخصیت وی صدمه برساند، آتش زدن یا استعمال مواد کیمیاوی، زهری و…

یا سایر مواد ضررناک، مجبور نمودن به خودسوزی یا خودکشی و یا استعمال مواد زهری یا سایر مواد ضررناک، مجروح

و معلول نمودن، لت و کوب، خرید و فروش به منظور یا بهانه ازدواج، بد دادن، نکاح اجباری، ممانعت از حق ازدواج

یا حق انتخاب زوج، نکاح قبل از اکمال سن قانونی، دشنام، تحقیر و تخویف، آزار و اذیت، انزوای اجباری، اجبار زن به

اعتیاد به مواد مخدر، منع تصرف در ارث، منع تصرف اموال شخصی، ممانعت از حق تعلیم، تحصیل، کار و دسترسی به

خدمات صحی، کار اجباری، ازدواج با بیش از یک زن بدون رعایت حکم مندرج 68) قانون مدنی، نفی قرابت.

ب. بزه دیده

مفهوم بزه دیده در زبان فارسی، معادل عربی این واژه، یعنی قربانی، مجنی علیه و زیان دیده است

این واژه در انگلیسی به معنای Victim به کار رفته است و در ادبیات بحث جرمشناسی و کتابهای حقوقی تعریفهای متفاوتی دارد

 در مجموع میتوان آنها را به تعریف موسع و مضیق دسته بندی کرد. در رویکرد اول، بیشتر به ورود ضرر وخسارت به دیگری توجه شده است

 تا به منشاء ایراد ضرر و علل و عوامل جرم. مطابق این دیدگاه بزه دیده کس است

که یک خسارت و آسیب قطعی بر تمامیت شخص او وارد شده است به گونهای که اکثر افراد جامعه به آن اذعان دارند

در تعریف مضیق به عکس تعریف موسع، خاستگاه آسیب ناشی از جرم و منشاء ایراد خسارت در کانون توجه است،

(ماده 1، بخش الف، از اعلامیه اصول بنیادی عدالت برای بزه دیدگان جرم، مجمع عمومی سازمان ملل متحد 1261)

بزه دیدگان اشخاصی اند که در پی فعل ها یا ترک فعل های  : با توجه به همین ویژگی، بزه دیده را چنین تعریف میکند

ناقض قوانین کیفری دولتهای عضو از جمله قوانینی که سوءاستفاده های مجرمانه از قدرت را ممنوع کرده اند، به صورت فردی ویاگروهی اسیب میرساند.

 از جمله آسیب بدنی و روانی- درد و رنج عاطفی، زیان اقتصادی یا آسیب اساسی به حقوق بنیادی خود دچار شده اند.

بزه دیده به افرادی اطلاق میشود که به نحوی از وقوع جرم متحمل ضرر و زیان مادی یا معنوی شده باشد؛ زیرا درهر دو تعریف علاوه برذکر خاستگاه ضرر وزیان فعل به متضرر شده افراد نیز اشاره دارد

در نتیجه کسانی که بر اثر جرایم ناقص مانند شروع به جرم، جرم محال و جرم    عقیم خسارت مادی و معنوی ندیده اند، بزه دیده به حساب نمی ایند.

 بر این اساس بهتر است بزه دیده چنین تعریف شود: بزه دیده شخصی حقیقی یا حقوقی است که درپی وقوع جرم متحمل ضرر وزیان مادی ویامعنوی شده است ونیازمبرم به تامین ضرر وزیان و جبران خسارت مادی و روانی دارد.