دختران رابعه: خیزشی نیرومند در ادبیات زنانه

230

نویسنده:حمیرا ثاقب

کتاب دختران رابعه را که دیدم، موجی از خوشحالی در من بوجود آمد. میتوان گفت که زنان توانمند و قلم بدست کشور توانستند در قالب این کتاب تمامی پیام ها و گفتارهای خویش را بصورت یک مجموعه مستدل و پذیرا به جامعه خویش ارایه نمایند. کتاب دختران رابعه که بیش از سی نوشته ، داستان، شعرو واگویه ها درونی زنان را منعکس نموده است در حقیقت توانایی بلند انسانی ، قدرت فریاد و فرهنگ یک اعتراض را ترسیم می نماید که با بن مایه های فمینیستی شکل گرفته و در اشکال ادبیات زنانه به عروج مبارزاتی تبدیل گشته است. باید سپاسگذار دوستان خوبم نور جهان اکبر و بتول مرادی باشم که با تلاش های پیگیرو زحمات فراوان توانستند این مجموعه را گردآوری و ویراستاری نمایند و در توزیع و انتشار آن فعالیت های ثمربخشی را به خرچ دادند. در مقدمه کتاب این چنین آمده است (از رابعه، که در قرن چهارم به خاطر بیست ویکم، تاریخ دوستی زنان با قلم در افغانستان روایت کشتار ها و خاموش شدن ها بوده است . این مقدمه گویای واضح و اشکار زنان در افغانستان است که میخواهند تا شالوده های کهنه و ضد زن را دریده و اساس انسانیت و برابری جنسیتی را

جایگزین نمایند. اکثریت نوشته ها روحیه انتقادی داشته و مشکلات زنان افغان را به دید تحلیلی و منطقی به بررسی میگیرند. نوشته((شاهدخت و برده، نامه ای به رابعه بلخی)) اثر نوشین ازباب زاده از جمله اولین نوشته های این کتاب است که تلاش کرده با مخاطب قرار دادن رابعه بلخی در یک نامه اوضاع زنان افغانستان را در یک دید مقایسوی قرار دهد و در یک همذات پنداری نوشتاری از ناملایمات و قربانی شدن های زنان در هر دو سده سخن گوید. داستان ((درد دل ماه جان )) از عادله غزل نیز کوشش نموده با زاویه دید و ژانر مناسب دل پریشانی های دختران این مکتب را به تصویر کشیده و در یک هم صحبتی صمیمانه زنانه موانع متعددی همچون چادری را بیان نماید،در حقیقت در این داستان گفتگوی دو زن از دو دنیای متفاوت ، یکی با نگرش های مدرن و رشد یافته و دیگری در بستر عقاید سنتی و کهنه با یکدیگر گفتگو می کنند اما هر دو شخصیت داستانی در پی آزاد بودن و وسیع اندیشیدن است. نوشته های ((چون من زن هستم )) اثر مریم هوتکی ((و زن بودن در جاده )) نوشته شهرزاد اکبر، بیشتر به مشکلات اجتماعی زنان میپردازد (( چون من زن هستم)) مشکلات فراروی زنان در عرصه ورزش آن هم ورزش رزمی تکواندو را به نمایش میگذارد و اینکه زنان تا چه اندازه در اجتماع خود در قیودات خاصی به سر میبرند. موضوع جالبی که در این کتاب دیده میشود پرداختن به راننده گی زنان در شهر است . نوشته((زن بودن در جاده)) در یک نثر خوب و روان برخورد های ناهنجار افراد جامعه را در قبال راننده گی زنان به تصویر می کشد، از مردان مست شهر تا کودکان اسپندی روی سرک ها به نوعی مزاحمین یک پدیده جدید در دنیای زنانه است اما نویسنده کوشش نموده تابا انعکاس این واقعیت خواننده گان را به این موضوع معطوف نماید که  زنان هم حق برابر از امتیازات و امکانات اجتماعی دارند

((نامه ای به آزار دهنده ام)) اثر نور جهان اکبر را میتوان یکی از خارق العاده ترین سوژه های اجتماعی دانست که به زبان ساده واقعیت های عینی و چشمدید های روزانه زنان را بیان می نماید این نوشته که از سوی ((زنی با پیراهن سرخ )) نگاشته شده است آسیب پذیر زنان در شهر و اماکن عمومی را نشان داده و بیماری افراد جامعه را در عدم  موجودیت یک فرهنگ ساختار مند در قبال زنان به نقد میکشد سه نوشته دیگر چون: ((مبارزه زنان)) و ((بدن زن ملکیت خودش است)) از زبیده اکبر،((نامه به زن )) از خدیجه مراد، ((برای تجلیل از زن به خود احترام کنیم)) از نور جهان اکبری((مرد وزن)) از فریما نوابی با محتوای دفاعی از حقوق زنان و تثبیت برابری جنسیتی نگاشته شده است در این نوشته ها موجی از فیمینیزم آرام و حساب شده موج میزند و نویسنده گان این چند اثر در حقیقت با منسجم ساختن کلمات و جملات خاسته اند تا پیام های جنسیتی و برابر خواهانه خود را تبارز دهند که تا حدود زیاد موفق شده اند و در پاره ای از این آثار نقد فیمینیستی مشاهده میشود. ((جنبش زنان :روایتی به بزرگی تمام تاریخ))نیز به مبارزات و تلاش های تاریخی زنان از زمانه های دور تا اکنون پرداخته است و جنبش های مبارزاتی زنان را به تحلیل و بررسی گرفته است نوشته دیگری از خانم بتول مرادی در این کتاب به چشم میخورد تحت عنوان :((چند گانی های بد بختی زنان دز افغانستان )) که در این نوشته خانم مرادی تحلیلی مستند بر خشونت های جاری در افغانستان در مورد زنان داشته است نقد وی بر جامعه سنتی زن ستیزی کشور خواننده را وادار میسازد تا هنگام بر منطق داده های مستند و گذارش گونه این نوشته، تبعیض ،ظلم و سؤ استفاده از جنسیت زنان را مشاهده نماید. این نوشته که در چند موضوع از جمله، برگ برنده مردان ،معامله ،ناموس داری، جامعه متفاوت، جریان زن ستیزی، جامعه سنتی و سیستم فاسد دولتی تقسیم بندی شده است بصورت مجموعه اجتماع را در قبال تمام این گزینه ها به نقد و بررسی قرار می دهد. در پایان کتاب نیز اشعاری از زنان فعال و کشور به نشر رسیده است. در این شعر ها عمدتا اعتراض،نقد و فریاد دیده می شد. این عریان نویسی آنقدر فراتر می رود که مخاطب را به یاد شاعران مطرح چون ورجینیا وولف و فروغ فرخزاد  می اندازد که برای زنان و به خاطر زنان سروده های محکم و جانداری نوشته اند. اشعار ((انتظار)) از صفیه بیات(( ناپاک)) از کریمه ویدا و ((سنگسار)) از فاطمه مهر آیین مقابله زن افغان را با خشونت هایی که به نام احکام ارزشی صادر می یابند را نشان می دهند و اینکه این زنان بنام های گوناگون در معرض تهدید جدی چون سنگسار، کشتن ، تازیانه خوردن و خوشنت های مشابه ان قرار می گیرند. اشعاری از نگین بدخش، لینا روزبه، منیره هاشمی، نازی کریم، منیره یوسفزاده، عارفه بهارت صابر، زهراع، زحل نجوا،ذکیه نورزی،سیمین حسن زاده، فرشته بیگم، مستوره و مروه سبحان، نشان میدهد که زنان افغان به چه مشکلات بخاطر زن بودن شان دست و پنجه نرم میکند این شعار، از برابری جنسیتی گرفته تا مطالبه حقوق و انعکاس درد ها و مشکلات زنان در حقیقت خواسته است با بیانی ساده در قالب شعر حرف های ناگفته زنان را بیان کند در مجموع میتوان گفت که این کتاب توانسته است تکانه خوب و ارزشمندی در جامعه افغانستان باشد و صدای واقعی از زنان فهمیده، نویسنده وبا تدبیر کشور را انعکاس دهد بار دیگر از دوستان عزیزم نور جهان اکبر و بتول مرادی در تهیه و نشر این کتاب ارزشمتد زحمت کشیده و سبب انسجام نوشته ها، پیام ها و درد های واقعی زنان افغانستان در قالب این کتاب گردیده اند کمال تشکر و امتنان نمایم و امیدوارم که این گام الگومند باعث گردد این رسم نیک ترویج یافته و بیش از پیش ما شاهد رشد ادبیات زنانه در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور باشیم.