زمستان سخت در افغانستان؛ زنان توان خرید موادخوراکی و سوخت را ندارند
زمستان سخت در افغانستان؛ زنان توان خرید موادخوراکی و سوخت را ندارند

خبرگزاری زنان افغانستان: با روی کار آمدن دوباره گروه طا.لبان قلم تقدیر برگشت و زنده‌گی مردم از هم پاشید، ضمن تغییر نظام، بسیاری از بخش‌های جامعه نیز از این تغییر مصئون نماندند. در کنار محدودیت‌های وضع شده از سوی گروه طا.لبان در مدت دوسال شماری از زنان بی‌سرپرست که در نظام حکومت پیشین نان‌آور خانه‌های […]

خبرگزاری زنان افغانستان: با روی کار آمدن دوباره گروه طا.لبان قلم تقدیر برگشت و زنده‌گی مردم از هم پاشید، ضمن تغییر نظام، بسیاری از بخش‌های جامعه نیز از این تغییر مصئون نماندند. در کنار محدودیت‌های وضع شده از سوی گروه طا.لبان در مدت دوسال شماری از زنان بی‌سرپرست که در نظام حکومت پیشین نان‌آور خانه‌های شان نیز بودند، اکنون خانه‌نشین گردیده‌ است.

با اضافه بیکاری، نداشتن پول و امکانات لازم، تشویش سردی زمستان پیشرو، باعث افزایش فشار مالی و روانی بر زنان، مخصوصاً زنان بی‌سرپرست گردیده، افزایش هزینه‌های سنگینی چون سوخت، زغال، مواد خوراکه و پوشاک گرم، مصرف بیشتر انرژی و نگرانی‌های مربوط به حفاظت از خانواده در شرایط سرمای سخت زمستان مسائلی است که زنان بی‌سرپرست را در زمستان پیشرو تحت تاثیر قرار داده است.

موسکا زنی‌است که شوهرش را در انتحاری‌ای در شهر کابل از دست داده‌، شغل‌اش را ترک گفته و خانه‌نشین گردیده است، مانند هزاران شهروند افغانستان از مشکلات اقتصادی رنج می‌برد، وی در زمان جمهوریت وکیل‌مدافع بود پس از روی‌کار آمدن دوباره گروه طا.لبان کارش را از دست داد و بدلیل تغییرات در نظام عدلی و قضایی نتوانست به کارش بازگردد، وی در اثر ناداری و فقر از کابل به ارزگان کوچ کرده و در آنجا نانوایی می‌کند، اما از پس هزینه‌های سنگین زنده‌گی برنمی آید.

ملیقا یکی از “زنانی است که شوهرش به دلیل مشکلات معده چند سال قبل در یکی از شفاخانه‌ های کابل جان باخته بود و اکنون سرپرستی خانواده‌ اش بدوش خودش می باشد که از طریق بافیدن لیف مصارف زنده‌گی اش را تامین می‌کند”.

وی می‌گوید، “هر روز که هوا سردتر می‌شود تشویش هایم نیز زیادتر می‌شود که بدون زغال، چوب، پوشاک و خوراک چگونه زمستان را سپری کنیم”، بعد وفات شوهرم وضعیت زنده‌گی ما بسیار وخیم شد، پول‌ها و طلاهای پس‌انداز ام را هزینه‌ی درمان شوهرم کردم و بعد از آن نان برای خوردن نداشتیم، مجبور شدم روزانه لیف ببافم، خانه‌به‌خانه بفروش برسانم تا لقمه نانی برای چهار طفل یتیم خود پیدا کنم.

سمیرا خانم دیگری‌ست، که در ولایت پکتیکا زنده‌گی می‌کند، سرپرستی سه اولاد و شوهر فلج خویش را به عهده دارد و می‌گوید، “از لباسشویی در خانه‌های مردم گرفته تا خیابان ها دست‌فروشی کردم تا اولادها و شوهرم از ناداری گشنه نماند”.

زنانی که در این گزارش با آنان گفتگو صورت گرفته از مشکلات اقتصادی و فشارهای روحی‌ایکه پس از خانه‌ نشینی به آن‌ها دچار شده‌اند رنج می‌برند، بیکاری و طرد شدن از اجتماع و مشکلات اقتصادی روز افزون از نظر روانی نیز آنان را تحت فشار و در تنگنا قرارداده است.

طا.لبان بافرمان‌های محدود کننده برای زنان، وضعیت زنده‌گی را برای زنان، بخصوص زنان بی‌سرپرست دشوار کرده‌است که این فرامین محدود کننده‌ی طا.لبان به مثابه‌ی زنده به گور کردن زنان افغانستان است.