بیشتر زنان در انفجار بیروت لبنان سراسیمه شدند، آنها نمیدانستند که بر سر آنان به یکباره چه آمد، احساس ترسی همراه با تکانی شدید گیج و مبهوت شان ساخته بود، زنی با لباس های خونین در سرک های ویران بیروت به دنبال فرزندانش میگشت، پیرزنی عینکش را در میان آواری از شیشه های فرو ریخته شده گم کرده بود. مردی آنسوتر جنازه زنی را با اشک و آه به سوی پیاده رو می کشاند.

بیروت عروس شهرهای جهان بود اما حالا غباری از خاک و خاکستر فضای این شهر را پوشانده بود، اثری از لبخندهای دختران شوخ بیروت نبود، زنانی که با انرژی و اطمینان برای فردای بهتر تلاش میکردند، اما حالا متفاوت تر از سایر روزها بود، انفجار آتشین و گداخته فضای شهر را پوشانده بود، صدای جیغ بالا بود و لخته های خون دیوارها را پر کرده بود.

در این حادثه که بر اثر انفجاری از ذخایر نیترات آمونیوم صورت گرفت بیش از چهار هزار تن کشته و زخمی شدند. در میان زخمی شده گان همسر و دختر «حسان دیاب»‌ نخست‌وزیر لبنان نیز دیده میشدند.

هر چند وضعیت اقتصادی در لبنان خراب توصیف شده است و بیکاری و در آمد کم، لبنانی ها را در حصار خشن خود قرار داده بود اما این انفجار مهیب اوضاع اقتصادی و وضعیت آینده  مردم را پیچیده تر ساخت.

اکنون بیروت با وضعیت کاملا اضطراری روبرو است، زنان بیشترین لطمات روحی و روانی را از این انفجار دیده اند و کودکانی که جلو چشمان مادران شان از بین رفته اند و یا جراحاتی برداشته اند. این حادثه از هر منظری که بررسی شود روح خراشیده زنان بیروت را ترمیم نخواهد کرد.