زنان و سرک های مزدحم و تاریک شهر

391

هوا تاریک شده است، مردم شهر همه به سوی خانه هایشان روانه شدند، موترها در راهبندان شدیدی گیر مانده اند، مردم در صف های طولانی و بصورت پراکنده منتظر موترهای لینی هستند تا به خانه هایشان بروند. جالب است موتری که برای گرفتن سواری توقف میکند، تعداد زیادی از جمعیت به سوی موتر هجوم میبرند تا شاید آنها شانس سوار شدن و به مقصد رفتن را داشته باشند. در این میان زنان در میان این همه هیاهو و شتاب و هجوم مردان برای سوار شدن به موترها گوشه ای آرام می ایستند تا شاید موتری جا برای خانم ها داشته باشد اما این توقع زمان زیادی را در بر میبرد.

حفیظه زنی نیمه سال است که هر روز پس از رخصتی وظیفه اش مجبور است تا با موتر لینی به خانه اش برود، او همه روزه از این وضعیت شکایت دارد: ” من هر روز زمان زیادی روی سرک برای بالا شدن به موتر ایستاد میشوم و روزی شده ساعت ها میگذرد اما هیچ موتری پیدا نمیشود تا مرا به مقصدم برساند و اگر هم پیدا شود مردان زودتر از زنان به آن بالا میشود”.

شبانه دختری محصل در یکی از موسسات تحصیلات خصوصی کشور است، او با استرس و نگرانی زیادی گلایه میکند: ” متاسفانه فرهنگ شهری و رعایت حقوق زنان در اجتماع بسیار کمرنگ و یا هیچ نیست. من بسیار ناوقت به خانه میرسم و بارها پدرم مرا ملامت میکند که چرا ناوقت به خانه میآیی در حالیکه این ازدحام و نبود موتر لینی هیچ چاره ای برای ما نمی گذارد.”.

فاطمه که چادری بر سر و طفلی در بغل دارد با بغض و اعتراض میگوید: ” من خانم خانه دار هستم، خانه همشیره ام به تایمنی رفتم، حالا یکساعت است که ایستاد شدم اما موتر پیدا نمیشود؛ چند موتر مزاحم هر بار پیش پایم ایستاد میکنند و با حرف های پوچ مزاحمم میشوند اما من هر بار دعوا میکنم، بخدا که خسته شدم، اولادهایم در خانه تنها هستند و شوهرم بسیار آدم قیدگیر و بدزبانی است، نمیدانم چی کنم؟ “

سهیلا که برای خرید به مرکز شهر رفته است و خانه اش در دوغ آباد موقعیت دارد نیز از وضعیت بد ترانسپورتی شکایت دارد: ” من حتی برای خریدهایی که همراهم است موتر تکسی و در بست گپ زدم اما دریورهای بی انصاف مسیری که کرایه دربستش دوصد افغانی بیشتر نیست به سیصد و چهارصد افغانی دربست دربست کرایه را میگویند. وقتی هم در سیت پیش روی دریور بنشینی به جای بیست افغانی، چهل افغانی میگیرند؛ این انصاف نیست”.

با یکی از راننده گان مرد در مسیر سر زیرزمینی تا کوته سنگی حرف زدیم، او با شکایت از وضعیت شهر میگوید: ” من بسیار ناراحت میشوم وقتی میبینم زنان زیادی منتظر موتر هستند، وقتی میخواهم آنها را سوار موتر کنم، پیش از آن مردان زیادی داخل موترم هجوم میبرند، اگر هم چیزی بگویم، میگن استاذ ده قصه دگرا نشو عاجل برو که ناوقت شد”.

جوانی که در سر چهارراهی گلبهار سنتر کوشش میکند برای زن پیری موتر بگیرد گفت: ” این مادر پیر نیم ساعت است که اینجا ایستاده است، کوشش میکنم قبل از خودم به این مادر موتر پیدا شود، اما ظالم ها ( راننده گان) از سوار کردنش طفره میروند، ما مردان بسیار در این امر ناجوانی میکنیم”.

وزارت ترانسپورت هنوز در این مورد جوابی ارائه نکرده است اما این وزارت نوید ورود بیش از هزار ملی بس به داخل شهر کابل را داده است تا شهریان کابل از نگاه ترانسپورت با مشکلات مواجه نشوند، ایستگاه های ملی بس شهری در نقاط مختلف شهر در فاصله نزدیک به یکدیگر ساخته شده است اما هنوز از ملی بس خبری نیست.

شهر  کابل همه ساله مخصوصا با کوتاه شدن روز و تاریک شده هوا دچار مشکلات ترانسپورتی میشوند و از این قسمت اعتراض های شدیدی نسبت به حکومت دارند که ابتدایی ترین خدمات شهری را به شهروندان ارائه نمیکند و وزارت های زیدخل با امکانات بسیار و بودیجه هنگفت نتوانسته اند مشکلات ترانسپورتی را بصورت درست حل نمایند.

خبرگزاری زنان افغانستان