شهر؛ گذرگاه نا امن برای زنان افغانستان

252

ثریا از مشکلات  زنان در اماکن عمومی می گوید:

زمانی  در شهر گذر میکنم  احساس  امنیت نمیکنم  میترسم  از مردم، چه تنها  باشم  و یا همراه  برادر  یا .همسرم  باشم

هیچ وقت امنیت  را احساس نمیکنم،  من به عنوان  یک  زن زمانی که در سرکها  قدم میزنم نگران میشوم زیرا  هر لحظه مورد آذیت ازار قرار میگیرم ، اگر همراه همسر یا  برادرم باشم  از ترس اینکه خدای نکرده  جنگ نشود، بین دو مرد یکی از  سر غیرت و دیگری  از سر بی غیرتی درگیر نشوند، یکی به دفاع از من  و دیگری به دفاع از خودش و در اخر این جنگ، من مقصرم که  چرا  لباست مناسب نیست و یا اینکه  وقت  راه  رفتن ” جلوی  پایت  را ببین” تا کسی  تو را نگاه نکند .

تنها هم که باشم، حرفهای  نا مربوط  زیادی میشنوم،  به اجبار کر و کور می شوم، مبادا مردم جامعه  فکر بدی در مورد من  داشته باشند.

 زمانی که از خانه  خارج  میشوم، احساس امنیت نمیکنم گفته می شود، اگر حجاب داشته باشی ،مصئون میباشی،  این برداشت  کاملا اشتباه است.

 در یکی از  ارگانهای دولتی  کار میکنم، اوایل  وقتی از خانه  خارج میشدم ،  چادری  بر سر میکردم  شاید در امان باشم اما متاسفانه  هرروز پرزه های زیادی می شنیدم، تصمیم گرفتم  نوع پوششم  را تغییر بدهم، به هر صورت هیچ تاثیری  نداشت، آزار و اذیت ادامه داشت،  در نهایت  عادت کردم و این را پذیرفتم تا با این دیدگاه جامعه خو بگیرم.

شما بعنوان کسی که هر روز به وظیفه میروید، نا امن  بودن محیط چه تاثیری  روی زندگی یا حالات روحی شما گذاشته است ؟

اوایل خیلی برایم سخت بود، تمام تلاشم  را میکردم تا نوع پوشش خود را تغییر دهم  اما با وجود اینکه چادری میپوشیدم باز هم توهین می شدم، تحملش  برایم سخت  بود و دشوارتر  اینکه نمیدانستم چگونه پوششی  داشته باشم  تا کمی در امان بمانم.  از وظیفه که به خانه می آمدم ، به تنها گریه میکردم، اگر خانواده از این فشار روحی  و روانی من باخبر می شدند، باید در خانه  میماندم و به وظیفه نمی رفتم و این من بودم که  بین بد و بدتر، بد  را انتخاب  کردم و با این معضل اجتماعی کنار آمدم .

.”ساره” از کابل میگوید اصلا  برایم مهم نیست  که چه سخنانی در سرکها میشنوم،  من میخواهم  در جامعه  باشم،  کار کنم، درس  بخوانم  و به یک جایگاه  خوب اجتماعی برسم و هر نوع لباسی  را که دوست دارم میپوشم . در طول روز خیلی حرفها میشنوم، در کوچه و بازار و حتی در خانه، پدر و برادرانم از من میخواهند که در بیرون که میروی  لباس مناسب  بپوش زیرا جامعه  مرا  اینگونه  که هستم نمی پذیرند و من در جنگ با جامعه  سنتی و طرز فکر مردم حتما یک روز پیروز خواهم  شد و توصیه  من به تمام زنان افغان این است  که دیگر بس است، کمی  برای خودتان  زندگی کنید. اگر ما در مقابل  این  نوع خشونت  سکوت کنیم هر روز قربانی میشویم، قربانی خواسته های  جامعه مردسالار.

در پایان گزارش  با توجه به نگرانی های  زیادی  که زنان در این رابطه  داشتند  گفت گویی داشتیم درهمین  مورد با بتول سید حیدری دکترای  روانشناسی :

بتول سید حیدری دکترای روانشناسی

عادت  کردن  و یا عادی  شدن آزار و اذیت  زنان  در سرکها و اماکن عمومی چه عواقبی برای زنان در پی دارد؟

باید در اول مطلب اشاره کنم که عادت با عادی شدن دو چیز متفاوت است با دو مفهوم دوگانه، جایگاه عادت مثبت تر از عادی شدن است اصولا عادت کردن در پایان دورنمای خوبی را انتظار می کشد ،من عادت کرده ام صبح ها زود از خواب بلند شوم، من به این که هر روز زبان انگلیسی بخوانم عادت کرده ام ،پشت عادت انگیزه وجود دارد ولی عادی شدن خیر ، در عادی شدن فرد وقتی به یک استیصال برسد و بفهمد که چاره ای دیگر ندارد، جز تحمل یا در خصوص این مساله ، تلاشش بیهوده است به دیدن و برخورد همیشگی با مساله ای از پدیده ی عادی شدن استفاده می کند برای من زن افغان شنیدن پرزه دیدن لت و کوب عادی شده است .

خب عادی شدن این موضوع برای زنان دلایلی داشته ،این نبوده که زنها اعتراض نکرده باشند ،زن دیده اعتراض و سروصدا ،جز اینکه ضرر به خودش زده است و توسط جامعه فورا واکنش تند دریافت کرده و حتی اگر بحق هم بوده او را مقصر دانسته اند که قطعا بانی این حرکت ناشایست خودت بوده ای دود از کنده برمی آمده و…..

  باعث شده به تدریج استراتژی سکوت و عقب نشینی.را انتخاب کند که نفعش در کوتاه مدت به خودش برمی گردد اما نمی داند عاقبت این سکوت و عقب نشینی دودش به چشم خودش وهمجنس شان می رود،نخست اعتراض نکردن ، باعث تقویت این رفتار مردان می شود ودوام یافتن . دوم باعث می شود، نسل بعدی که در کنار اوست مانند فرزند دخترش ، خواهر زاده اش حتی محصل دختر که او را می بیند و این انتخاب موضع سکوت او را…

او هم این سکوت و تن دادن به آزار و اذیت های خیابانی را سرلوحه می کند چون غیر مستقیم یاد گرفته و یاد می گیرند بانویی که سکوت کند و به این قضایا به چشم یک حرکت عادی ببینند او بانوی خوب و سربه راهی است و این سیکل یا چرخه همان طور بشکل خطا پیش می رود و پیش می رود و متوقف نمی شود و احساس حقارت ،کم توانی ، اعتماد به نفس ضعیف و اعتماد نکردن به جنس مخالف   و… دستاوردهای این عادی شدن است.

آیا نوع پوشش کمکی  به زنان برای کم شدن ازار و اذیت  در اماکن عمومی  میتواند باشد؟

دست زدن به تغییر پوشش در اصل برمی گردد به این که زنان در چه خانواده ای بسر می برند ،حمایت فامیل ازاو تا چه اندازه است آیا با اطلاع یافتن از مزاحمت هایی که برای همسر ،دخترشان ، پی گیر هستند ، برخورد با خاطی می کنند بدون اینکه دختر یا همسر خود را وادار به پذیرش شرایط پیش رو کنند این جریان حمایت خانواده از زنی که مورد فشار روانی قرار گرفته است وآرامش جسمی و روانی خود را در خطر می بیند ، در افغانستان بسیار کم است و مجریان قانون که بخواهند جریانی که زن در حال دنبال کردن از طریق آنها بسبب آزار دیدن از مردی هستند ، نیز کم هست ، مجریانی که همگام با زن شوند و دردسر ها را به جان خریده و بدون توجه به تهدیدهای تلفنی یا در نظر گرفتن سمت و منصب خاطی یا نادیده گرفتن پول رشوتی ، به دنبال احقاق حق شدم ، بسیار نایاب هستند لذا زن از سریع ترین ، آسان ترین و کم هزینه ترین مساله استفاده می کند و برخلاف میل خود ، از رنگ های تیره تر ، پوشش بلندتر و استفاده نکردن از وسایل زینتی و حتی با قاش ترش کرده در صورت در سرک ها حرکت می کند هرچند آزار دهنده که بدلیل نوع موضع سکوتی که زنان انتخاب کرده بازهم حتی به این زنان که از جبر انتخاب پوشش دیگر کرده اند ، اذیت خود را قطعا کم یا زیاد ادامه می دهند و تحقیقات نشان داده ، چندان تاثیر مهمی در کاهش آزارهای خیابانی ندارد .

اگر خانواده ها  ازار واذیت دختران و زنان  را به خودشان نسبت بدهند و انان  رامورد سرزنش قرار دهند چه عواقبی در پی خواهد داشت؟

عامل اصلی نوع استراتژی انتخابی توسط زنان سرکوب کردن آزار بشکل درونی یا بیرونی ،

 درونی :انتخاب موضع سکوت ، انتخاب شیوه ی تسلیم

بیرونی : اعتراض ، درج شکایت به حوزه ، پیگیری ، و

… نوع برخورد خانواده با دختر خانم است .

اکثر خانواده ها در افغانستان در اولین شکایتی که دخترشان در برابر آزار به دامن فامیل پناه می آورند ، براندازی پوشش انتخابی دختر است و بعد مورد سوال و توبیخ قرار دادن ..

_کالای جانت را صحیح بپوش

باهمصنفی هایت شاید کدام خنده و ..می کردی

با کیا می گشتی ؟

چرا از آن ساحه رفتی ؟

 و دختر در برابر آماج سرزنش توسط فامیل خود قرار می گیرد و به گونه ای پیش می رود که برای اینکه مجبور نشود رفتن به مکتب یا دانشگاه و یا ترک دوستان را در برابر این اطلاع رسانی به خانواده انتخاب کند شیوه ی کتمان و پنهان کاری را در پیش می گیرد و تلاش می کند دیگر در این باب سکوت اختیار کند و اگر هم مورد آزار قرار گرفت چیزی به فامیل خود نگوید و همین مساله باعث می شود زن افغان از دیروز هم بیشتر به سیاهچال قربانی شدن توسط دستان خودش پیش برود و شهامت اعتراض و مبارزه را اگر در خود داشته باشد برای از دست ندادن منافع دیگر چون رفتن به مدرسه ، دانشگاه ، رفتن با دوستان و.

. را به شنیدن پرزه ها و ..ترجیح دهد و دم نزند و سرکوب در درون خود کند و دوستان دیگر خود را به اتخاذ چنین شیوه ای تشویق کند.

گزارش از: شفیقه محسنی