طالبان تغییر کرده اند!

192

 

سید آرش شهیدی دانشجو علوم سیاسی

با آغازجنگ سرد، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و استراتژیک خود بیشتر از هر زمانی مورد مورد توجه قدرت های جهانی واقع گردید. هر دو بلوک شرق و غرب بر سر افغانستان به رقابت باهم پرداختن. از آنجا که افغانستان جز کشورهای بود که شوروی در آن نفوذ نموده بود و عقاید مارکسیستی در آن عمیقاً گستریده.

پس از کودتای 7 ثور و به قدرت رسیدن نور محمد ترهکی – رهبر حزب خلق، اتحاد شوروی به هدف حمایت از حکومت نوپای جمهوری خلق افغانستان و از آن طریق راه یافتن به خلیج فارس، در سال 1979 به افغانستان حمله نظامی نموده و کشور را اشغال نمودند. اشغال افغانستان توسط شوروی ناخوشنودی آمریکا و عده ای کثیر شهروندان افغان را در پی داشت. دشمنان داخلی شوروی که به مجاهدین شهرت یافتن به کمک تجهیزات مدرن دشمن بین المللی شوروی یعنی آمریکا به نبرد با شوروی پرداخته، آنها را شکست داده، از کشور بیرون راندن و نظام کمونیستی به رهبری داکتر نجیب الله نیز سقوط کرد.

پس از سقوط دولت مارکسیستی داکتر نجیب، بحران داخلی شدت گرفت وجنگ میان مجاهدین و پس از آن با طالبان در گرفت. پیشروی طالبان سریع و غیر قابل انتظار بود و پس از چهار سال جنگ و گریز، توانسته بودن بر 90 در صد خاک کشور تسلط بیابند. تسلط طالبان به افغانستان همراه بود با تطبیق شدیدترین تفسیر قوانین شرعیت که که در جهان اسلام سابقه نداشت؛ ظلم و ستم های متعدد را به بهانه یی دین بالای شهروندان و مخصوصا زنها روا میداشتند. نهایتا بعد از حملات 11 سپتامبر و عدم تسلیمی بن لادن از سوی طالبان به آمریکا، بهانه یی حمله آن کشور به افغانستان شد و بتاریخ 7 اکتبر 2001 با مجاهدین جبهه تشکیل داده، طالبان را شکست داده و بر اساس فیصله بُن، حامد کرزی به عنوان رئیس موقت دولت افغانستان تعیین شد.

طالبان نه دولت افغانستان را و نه قانون اساسی را قبول ندارند، چرا که معتقدند این پروسه در بُن، در زیر چتر خارجی ها شکل گرفته و از سوی کشورهای غربی به افغانستان تحمیل شده است.از همین رو دست به جنایات فجیع زده که ننگ بر تاریخ کشور است. نزدیک به دودهه است که طالبان هزارها انسان ملکی و بیگناه را در مساجد، مکان های ورزشی، تظاهراتها، نهادهای آموزشی، و … قربانی افکار شوم پلید خود ساختن.

در ادامه به بررسی روند رشد طالبان می پردازیم تا نشان دهیم این گروه نه تنها اهداف مقدس و نیک در افغانستان نداشته و ندارند بلکه فقط ابزاری در دست سازمان اطلاعاتی پاکستان بوده و هموراه به نفع این کشور فعالیت کرده است. همچنان نگاهی میکنیم به دیدگاه طالبان به زنان؛ و از آنجا که طالبان در این اواخر شعار تغییر را سر داده اند، بررسی میکنیم که آیا طالبان واقعاً تغییر کرده اند؟ و در اخیر نظر زنان را راجع به طالبان خواهیم دید.

روند رشد طالبان

جنبش طالبان از علما و طلاب مدارس دینی  که عمدتاً در پاکستان تحصیل کردند، تشکیل یافته است. این محصلین علوم دینی در دوره تسلط حزب دموکراتیک خلق در داخل شهرهای پاکستان و اردوگاههای متعلق به مهاجرین سکنا گزیدند. احزاب تندرو اسلامی پاکستان مانند جمعیت العلمای اسلام، جماعت اسلامی و جمعیت اهل حدیث به کمک مهاجرین افغانی شتافته و مدارس و مراکز آموزشی متعددی برای فرزندان آنها تاًسیس نموده و و یا اینکه آنها را در مدارس وابسته به خود، در شهرهای مختلف پاکستان جذب کردند. بنابراین، اولین آموزههای فکری طالبان در این مدارس انجام گرفت و طالبان نیز شدیداً تحت تاَثیر مواد آموزشی آنها واقع شدند.

در 12 اکتبر 1994 در حدود 200 طالب از مدارس قندهار و پاکستان در اسپین بولدک در سرحد افغانستان-پاکستان وارد شدن، آنان پس از دادن 7 کشته و تعداد زیادی زخمی، موفق به کنار زدن قوای حکمتیاراز سپین بولدک شدند، چیزی که مطلوب و مقبول ریس حکومت آن دوران، برهان الدین ربانی بود. به وجود آمدن یک قدرت پشتون بر ضد حکمتیار منافع گسترده ی به حکومت وقت به همراه داشت. از همین جهت ریس جمهور وعده ی کمک را به طالبان داد. بعد از دو روز جنگ، طالبان توانسته بودن به تمام ولایت قندهار تسلط یافته، چندین تانک، موترهای زرهی، عراده جات نظامی، سلاح، مهمات، شش بال طیاره جنگی میگ 21، و شش بال هلیکوپتر ساخت شوروی را به تصرف خویشزدر آورند. تسلط طالبان به قندهار همراه بود با تطبیق شدیدترین تفسیر قوانین شرعیت که در جهان اسلام سابقه نداشت؛ مکاتب دخترانه بسته شد، زنان از بیرون رفتن منع شدن، تلویزیون ها  و رادیوها شکسته شد، انواع ورزش و سپورت منع شد، فعالیت های تفریحی قدغن، به تمام مردان هدایت داده شد تا ریش بگذارن و… همچنین قابل ذکر است که تا دسمبر 1994، 12 هزار نفر افغانی و پاکستانی با طالبان در قندهار یکی شده بودند. طالبان طی سه ماه آنی توانستن 12 ولایت را تسخیر کند. پیروزی های سریع و چشمگیر طالبان در چند ماه اول، افسانه ای را به طالبان القا کرد که این پیروزی ها به جز به سربازان خداوند به کسی میسر نیست.

روز 2 فبروری 1995، وردک را که در 35 مایلی کابل قرار دارد از نیروهای حکمتیار، بدون مقاومت و درگیری طرف بدست آورده و 14 همین ماه قرارگاه مرکزی حکمتیار را در چهار آسیاب کابل تسخیر نموده وتمام راه های ورودی کابل را که حکمتیار مسدود نموده بود، باز کرد و کاروانهای مواد خوراکی را به کابل اجازه داد؛ یک قدم مثبت تلقی شده و موقفشان نزد مردم کابل بالا رفت. پس از تسخیر مواضع حکمتیار، طالبان به غرب کابل – که در اختیار حزب وحدت قرار داشت، حمله نموده و شکست خورد، اما به قیمت اسیر شدن و کشته شدن رهبر حزب عبدالعلی مزاری از سوی طالبان. پس از این شکست توجه طالبان به غرب کشور معطوف گردید و پس از یک سلسله جنگهای شدید، نیمروز و فراه  را تصرف کرده و به پیشروی ادامه دادند. اما با نیروهای اسماعیل خان که درهرات مستقر بودن و از حمایت نیروهای ربانی نیز برخوردار بودن، پیشروی شان متوقف شده و از شیندند عقب زده شده، و شکست خوردن.

در پی شکست طالبان در هرات و کابل، رهبری نظامی و سیاسی شان بی نظم شده، حیثیتشان صدمه دیده و به مثابه یک حزب جنگ سالار دیگر دیده شدن.

طالبان به کمک مالی عربستان و پاکستان و حمایت مشاوران نظامی آی. اس. آی.، قوای خود را بازسازی کردند. طیاره های جنگی و هلیکوپتر قوای هوای شان را ترمیم نموده و سپس در جنگ دخیل نمودن. آنها با یک قوای 25 هزار نفری که تعداد زیادی پاکستانی های تازه نفس در جمعشان بود، بر نیروهای اسماعیل خان حمله کرده، آنها را به عقب برده، شکست داده، و موجب فرار اسماعیل خان و عده ای از قمندانانش به ایران شد. بعد از این پیروزی طالبان بار دیگر در ماه اکتبر و نوامبر به کابل حمله نموده اما دوباره شکست خوردن.

عربستان و پاکستان بار دیگر کمک های خود را افرایش دادند.

در 25 آگست 1996 طالبان به جلال آباد حمله کرده و بعد از مقاومت اندک جلال آبدیان، شهر را تسخیر کردند. بعد از تسلط به ننگرهار، طالبان، لغمان و کنر را نیز تصرف کرده و در شب 24 سپتمبر 1996، طالبان به طرف سروبی – در 45 مایلی کابل-، به راه افتادن و سپس به سمت کابل به پیشروی پرداختن. قوای ربانی از سرعت و شدت این حمله سخت غافلگیر شده بودند.

قوای احمد شاه مسعود مجبور به تخلیه کابل شده، و به این ترتیب نیروهای طالبان، شام 28 سپتمبر 1996 وارد کابل شدن. اولین اقدام آنان در کابل، قتل داکتر نجیب ریس جمهور پیشین و برادرش شاه پور بود.

دیدگاه طالبان به زنان در زمان “امارت اسلامی”

قبل از اینکه به دیگاه طالبان راجع به زنان را در دوران امارت اسلامی بررسی کنیم، لازم است به عنوان مقدمه از مهمترین اصل های اصول فکری طالبانی مطلع شویم که عبارتند از:

  1. احیای خلافت: مثل سایر گروه های بنیادگرا افراطی، مهمترین اصل فعالیت طالبان نیز احیای خلافت در نظام سیاسی اسلامی است اما با این تفاوت که نه تنها خلافت شایسته و منحصر به قوم پشتون است، بلکه از میان اقوام پشتون، درانی ها برگزیده این مقام است.
  2. مبارزه با نوآوری های مدنیت غربی: بر خلاف اخوانی ها و دیگر گروه های اسلامی که ضمن رد جنبه منفی این نوآوری ها، از جنبه مثبت آن استقبال می کردند؛ طالبان با هر نوع دست آورد تمدن غربی مخالف هستند، مثل مخالفت با تلویزیون و امثال آنها که آنرا ابزار شیطانی می دانند.
  3. بازگشت به عصر سلف: طالبان دوران صدر اسلام و میانه را دوره ای طلایی و مصون از هر نوع خطا تلقی نموده اند و مردم موظف به پیرویی از کلمات و گفته های علمای سلف می باشد. اجتهاد و استنباط تازه در این مکتب جایگاه ندارد.
  4. روستا نشینی: تنها الگو مطلوب نزد طالبان، الگوی زندگی جوامع روستایی قرون اولیه اسلامی میباشد. رفتار خشک و متحجرانه آنها با زنان و نوع نگرش شان نسبت به نقش اجتماعی زن در جامعه ریشه در همین الگو روستا نشینی و سلفی گری آنها دارد که با ضرورتهای زندگی کنونی کاملاٌ بیگانه است.
  5. تکفیر: طالبان با توسل به حربه و تکفیر، به مبارزه با تمامی مذاهب و فِرَق اسلامی غیر از خود رفته و به جز خویشتن سایر گروه ها را یکسره باطل و حتا کافر می پندارند.

یکی از مشکلات اساسی زنان در افغانستان محرومیت از حق تحصیل می باشد که خود باعث بروز مشکلات در زندگی شخصی و اجتماعی می شود. این در حالی است که در رژیم طالبانی زنان نه تنها حق و تحصیل و کار در ادارات دولتی را نداشتند که حتا بدون بدون همراه شرعی خود نمیتوانستند از خانه بیرون شوند. ولی بدتر اینکه طالبان در دوران حاکمیتش زنان را به بهانه های متفاوت مورد خشونت های گوناگون چون شلاق زدن، سنگ سار کردن، اعدام کردن و امثالش قرار داده. تیر باران کردن زرمینه در غازی استدیوم یک نمونه به یاد ماندنی و ننگین به تاریخ کشور است که هیچگاه از یاد زنان نخواهد رفت.

با این همه شیر محمد عباس استانکزی به خبرنگار اسپوتنیک گفته است که “طالبان حتا در زمان حاکمیتشان مشکلی با آزادی، کار و تحصیل زنان نداشته اند و اینها صرفاٌ پروپاگاندا مخالفان بوده است. شرایط زمانی و مکانی که طالبان به قدرت رسیدند آنقدر متشنج بوده که نه تنها حقوق زن، که حقوق مردان نیز رعایت نمیشد.

آیا طالبان تغییر کرده اند؟

در حال حاضر صدها مجری زن، خبرنگار، آوازخوان و… در کشور فعالیت مکینند، حجاب اجباری نیست و کنسرت ها و برنامه ها در شهرهای مختلف برگزار می شود. سوال اینجاست که، آیا طالبان حاضر اند بدون پرخاش  حقوق زنان را به رسمیت شناخته و نقش آنها را به عنوان نیمی از بدنه اجتماعی بپذیرند؟ در صورت سهمگیری طالبان در بدنه قدرت، آیا اگر زنی ناخواسته موی سرش یا بالاتر از مچ دستش در حضور همکار، همصنفی، همسایه یا رهگذر مشخص شد، یا بدون محرم شرعی از خانه بیرون شد باید مانند گذشته در ملا عام شلاق خرده یا تنبه شود؟ موضوع نگران کننده این است که در صورت سهمگیری طالبان در دولت، مبادا همان شرایط را به میان بیاورند که در زمان سلطه شان ایجاد کرده بودند.

به نقل از بی بی سی، خانم فوزیه کوفی عضو پشین مجلس و شرکت کننده مذاکرات با طالبان ضمن استقبال از شرکت طالبان در مذاکره به جای ادامه جنگ، می گوید “طالبان در جریان مذاکرات اظهار کردند که زنان طبق شرایط آنان نمیتوانند که ریس جمهور شوند، اما میتوانند معاون ریس جمهور شوند. خانم کوفی در ادامه می گوید باید اطمینان حاصل شود  آنچه را طالبان در اینجا می گویند به آن عملی خواهد کرد.

عباس استانکزی به خبرنگار اسپوتنیک گفته است “زنان نباید نگران باشد. آنها قادر خواهند بود به مکتب و پوهنتون بروند و اجازه کار خواهند داشت.” و می افزاید با حقوق شرعی و اسلامی که زنان در سایر کشورهای اسلامی دارند، مخالف نیستند اما نمیتوانند آزادی و حقوق که زن در غرب دارد برای زنان در نظر بگیرند چون خلاف عنعنات و فرهنگ دین است. حال سوال این است که منظور استانکزی کدام کشور اسلامی بوده؟ ترکیه، مالیزیا، سومالی، پاکستان، ایران،عربستان سعودی، عراق؛ یا…چرا که تمامی این کشورها اسلامی قوانین واحدی در این پیوند ندارند.

هرچند طالبان این ادعا ها را کرده اند که دیدگاه شان نسبت به زنان تغییر کرده است اما خیلی ها به این صحبت ها تردید نشان میدهد. چرا که طالبان بارها ابراز کرده اند که تحت عنوان حقوق زن، تنها برای ترویج فحشا، بی حیایی و کلتور غیر اسلامی تلاش شده است. و باز هم این سوال خلق می شود که تفسیر آنها از کلتور اسلامی چیست؟

چنانکه گفته شد طالبان همواره در دوران حاکمیتش در گذشته، و در دوران حال در مناطق تحت اداره اش زنان را به بهانه های گوناگون مورد تنبه و مجازات  قرار داده اند؛  آنان  را  بدون  هیچ  دادگاهی بی گناه ؛محکمه صحرایی کرده؛ حکم به: سنگسار دادن؛ شلاق زدن، قطع عضو کردن و حکم  اعدام را صادر کردند ، و بار ها نشان داده اند که در تفکراتشان هیچ جای برای عاطفه، مهر، آشتی و دوستی وجود ندارد. این همه ثابت می کند که سخنگویان این گروه صرفاٌ مقابل لنز کمره ها، صحبت از تغییر کردن تفکرات طالبانی می کنند و کوچکترین بهای به گفته های خود نمیدهند.

نظر زنان راجع به طالبان

زنان افغانستان در طول تاریخ، و حتا امروزه، بعد از گذشت دو دهه از سقوط طالبان محرومیت های زیادی داشته و دارند از عمده مشکلات آنان میتوان اشاره کرد به: شناخته شدن آنها به عنوان جنس دوم یا طبقه دوم. استفاده ابزاری از زنان و دختران به منظور حل و فصل نزاع ها و اختلافات بین خانواده ها و قبایل در جامعه روستایی، که خود منجر به خودکشی و یا فرار از منزل می شود. مشکلات رایج دیگر چون اذیت و آزار خیابانی از سوی مردان مقابل زنان… منشا و ریشه اساسی این محرومیت ها در چند سال قبل؛ داشتن فرهنگ سنتی، فرهنگ مردسالاری، و حکومت طالبان است که بیشترین قید و بند را برای زنان روا داشتند؛ زنان از کرامت و حقوق انسانی، حقوق اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره محروم بودن. امام طی چند سال اخیر، بعد از حکومت کرزی این محرومیتها و مشکلات نظر به سالهای قبل کمتر شده.

چندی پیش با گرمتر شدن بحث صلح – و مدغم شدن طالبان در جامعه، ترس عظیم در دل زنها ایجاد شده بود مبنی بر اینکه آیا طالبان با همان ایدولوژی بر خواهد گشت؟ و این سوال جدی را مطرح کردن که آیا صلح با طالبان دست آوردهای و ارزشهای 18 سال گذشته را با خطر رو به رو میسازد یا خیر؟

از آنجا که این گروه همواره زنان را در انزجار قرار داده و از هیچ نوع توحش و ظلمی به آنها دریغ نکرده، عده از زنان مرگ را بهترسیاهی روزهای سخت هژمنی طالبان می دانند و نیز عده ازفعالان حقوق زن در شبکه های اجتماعی شعار “زنان به عقب بر نمی گردند” را سر دادند و صدای اعتراض شان را به صلح با طالبان بلند کردند. عده ای از فعالان حقوق  زن نظراتشان را به بی بی سی چنین مطرح ساختن:

مرضیه سلحشور – پیلوت: “زنان در سالهای گذشته نقش برجسته در توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی افغانستان داشته اند و هر گونه بازسازی و توافق سیاسی باید با مشارکت زنان همراه باشد. بسیاری از زنان خوشبینانه به این مذاکرات نگاه نمیکنند به ویژه زنانی که در دوران پس از حاکمیت طالبان به آنچه که آرزو داشتند دست یافتن.”

بهار سعید – فعال حقوق زن: “من مطمعنم اینها به خاطر ذهنیت افراطگرایانه ای که در مورد زنان دارند خواستار حذف زنان از رسانه، هنر، ورزش، سیاست و به تدریج همه جا خواهد شد.”

حسنا جلیل – معین وزارت داخله: “دولت و زنان افغانستان طرفدار صلح هستند. ما قربانی داده ایم و به عقب بر نمی گردیم و از ارزشهای که در 18 سال اخیر به دست آوردیم نمی گذریم. در این مدت تونایی زنان افغانستان بیشتر شده و 49 در صد نیرو کار افغانستان هستند.”

سونیا سلطانی – بایسکل ران: “حضور طالبان در شرایط فعلی در کشور یک نیاز مبرم است و اساسی است. دلیلش این است که با پیوستن آنها به دولت، مشکلات امنیتی  کاسته شده و زمینه رشد و فعالیت در تمام ابعاد برای دولت و شهروندان مساعد می شود.”

شکوفه نوروزی – فعال اجتماعی در هلمند: “اگر طالبان بپذیرند که زنان هم میتوانند در عرصه سیاسی فعالیت کنند، ما با صلح آنان مخالفت نداریم ولی نباید محدودیت های برای زنان وضع کنند.”

بهاره محبوبی – عکاس: “بعضا حتا تصور برگشت طالبان و ممنوع الخروج شدن دختران که بیرون منزل کار می کنند برایم ترسناک است.”

فریده نیک زاد – فعال حقوق زن: “زن افغان امروز، آن زن افغانستان نیست که شلاق را قبول کرده بود.”

با اینکه نظرها متفاوت است و هر یک به جنبه ای متفاوت از طالبان (صلح با طالبان) اشاره می کنند اما اکثراٌ، این فعالان معتقدند که در تفکر طالبانی تفاوت بنیادی نیامده است. و در باره گفته طالبان به شک و تردید می نگرند.

نتیجه گیری

جنبش طالبان از علما و طلاب مدارس دینی که عمدتاٌ در پاکستان تحصیل کرده اند، شکل گرفته و به شدت تحت آموزه های حزب سیاسی-مذهبی دیوبندی ها قرار دارند. روند رشد طالبان در افغانستان همراه بوده با انواع کمک های پاکستان به این گروه، از حمایت مستئشاری و تسلیحاتی گرفته تا حمایت های مستقیم و فرستادن نیرو؛ که این گروه بتواند به افغانستان مسلط شود. تسلط آنها به افغانستان فصل تاریک را به کشور و ب خصوص به زنان رقم زد. طالبان در زمان تسلط شان دید بسیار متحجرانه و متعصبانه به زن داشت و آنانرا از کوچکترین حقوق اولیه شان محروم ساختن و به اذیت و آزار، شلاق زدن و اعدام کردن زنان بی گناه پرداختن.

با اینکه امروزه مقامات طالبان ادعا می کنند که دیدشان نسبت به زنان تغییر کرده و آنها قادر خواهند بود تحصیل کند و شاغل شود، گفته های یک مقام پشین طالبان (سید اکبر آغا) با رسانه ای داخلی کشور، که زنان را ناقصل العقل خطاب کرد- و بدتر از آن، رفتاری که با زنان زیر قلمرو خود دارند عکس این ادعا را ثابت میکند و نشان میدهد که در تفکرات طالبانی هیح تغییر مشاهده نمی شود. اکثر زنان و جونان نیز به ادعا های طالبان به شک و تردید می نگرند و اعتمادی به گفته های طالبان ندارند چرا که همواره طالبان گفته ها و تعهداتش را نقض کرده و به جعل و تزویر پرداخته اند. طالبان که این همه شعار اسلام را میدهند، ولی با عینک های چند صد دالری مد روز، چشم در چشم زنان خبرنگار سر برهنه و پا برهنه خارجی به گفتگو صمیمانه میپردازن، به خوبی نشان دهنده تزویر طالبانی است.

نام طالبان به زنان یادآور روزهای تاریک و مملو از ظلم و ستم طالبان، به آنان است