فرخنده

273

عصر پنجشنبه، ۲۸/ حوت/1394 مردان خشمگینی که ادعا می‌کردند فرخنده قرآن را آتش زده است، او را در مرکز شهر کابل با سنگ و چوب کشتند و بعد جسدش را سوزاندند اما شاهدان عینی می‌گویند که فرخنده پس از مشاجره با یک روحانی درباره خرافات، از سوی او متهم به قرآن‌سوزی شد.

قتل فرخنده با سنگ و چوپ و سپس سوزانده شدن جسدش، واکنش‌های زیادی را در نقاط مختلف افغانستان برانگیخته است و بازتاب جزئیات این حادثه از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، فرخنده را تبدیل به نمادی از مبارزه با خشونتی کرده که به بهانه‌ دفاع از ارزش‌های دینی اعمال می‌شود.

در کابل مردم و فعالان مدنی در محلی که فرخنده سوزانده شده بود، نهال کاشتند و پرچم برافراشتند؛

وزارت داخله افغانستان تاکید کرده که متعهد به پیگیری جدی موضوع کشته شدن فرخنده است و در این راستا هماهنگ با نهادهای عدلی و قضایی افغانستان اقدام‌های لازم را انجام خواهد داد.

مقام ارشد پولیس کابل به اتهام “حمایت از قتل فرخنده” برکنار شد.

دفتر رسانه‌ای وزارت امور داخله کشور اعلام  کرد که حشمت استانکزی که پیش از این به عنوان سخنگوی پولیس کابل با رسانه‌ها صحبت می‌کرد، “به دلیل مطلبی که به حمایت از قتل فرخنده در صفحه فیس بوکش نوشته بود”، از عضویت در این دفتر برکنار شده است”؛ به گفته این دفتر آقای استانکزی دیگر کارمند وزارت امور داخله افغانستان نیست.

آقای استانکزی در واکنش به کشتن و سوزاندن فرخنده در فیسبوکش نوشته بود: “این هم (فرخنده) فکر کرده بود مانند چند تن مرتد دیگر با این نوع عمل و توهین، تابعیت امریکا و اروپا را به‌ دست می‌آورد اما قبل از رسیدن به هدف، جان خود را از دست داد. به دوستدارانش تسلیت می‌گویم”.

مقام‌های وزارت داخله گفته‌اند که به دنبال این حادثه، وظیفه ۲۰ تن از ماموران حوزه دوم پولیس از جمله فرمانده این حوزه تعلیق و تحقیقات در مورد عملکرد آنها آغاز شده است.

وزارت داخله افغانستان اعلام کرده است که در پیوند به قتل  فرخنده 46نفر بازداشت شد که ۱۹ نفر از نیروهای پولیس ملی افغانستان و ۲۷ نفر دیگر نیز افراد غیرنظامی هستند که متهم به قتل فرخنده شده‌اند.

به مناسبت روز چهلم فرخنده، ده‌ها تن از فعالان مدنی در محل کشته شدن او در زیارتگاه شاه دوشمشیره کابل، صحنه قتل او را بازسازی کردند.

با گذشت چهار سال از شهادت فرخنده هر سال  در این روز یادی از فرخنده که نمادی از مبارزه با خشونت ، فضای مجازی متحول میشودو فعالان مدنی یاد و خاطرش  را گرامیدارند .

منیره یوسف زاده   ریاست  عمومی مقام عالی ریاست جمهوری:

منیره یوسف زاده

هنوز شانه‌هايم درد می‌كند، حس می‌كنم بار سنگينی روی دوش همه‌ی ما زنان وجود دارد كه حمل می‌شود و به زمين نمی نشيند حتی بعد دفن فرخنده. يادم می‌ايد از همان شب كه بی رحمانه به قتلش رساندند، بدنبال پيدا كردن خانه‌اش سرگردان بودم، تا كه يافتم و يافتيم، تا كه تابوت را برشانه كشيديم. يادم می‌ايد به زنی زنگ زدم و گفتم فلانی، بيا برويم خانه‌ی فرخنده، براي حمل تابوتش، گفت من نمی‌روم تو هم نرو! خودت را در اين مسئله مصروف نساز، خطرناكست. يادم می‌ايد برادر، مادر و پدر فرخنده گفتند كه خوشحاليم فرخنده خواهران زيادي پيدا كرده، اما بعد از انكه تابوت حمل شد و جنازه دفن شد، درد فرخنده چهره‌ی ديگری به خود گرفت و بعدها تنها كساني كه ديده و شنيده نشدند، همان دادخواهان واقعی قضيه‌ی فرخنده‌ی قربانی بود. نه فرخنده قهرمان بود و نه ما به حیث حاملين تابوت، قهرمان بوديم، همه‌ی مان قربانی بوديم. قربانيانی كه براي يك قربانی ديگر دادخواهي می‌كردند. همه‌ی‌مان درد داشتيم و زخمی عميق بر روح و روانمان و فكر می‌كرديم انكه در تابوت است فرخنده نيست، بلكه اميدي است كه كشته شده و اتش زده شده و بدنام شده است. بعد چهار سال، نزديك هر سال نو كه ميشود، دلم می‌لرزد، می‌ترسم از اتفاق‌های وحشتناك برای زنان كه در دل هر سال پنهان شده است و كم كم هويدا می‌شود

. سال نو فرخنده باد

حمیرا ثاقب  رئیس خبر گزاری زنان افغانستان:

حمیرا ثاقب

کشتن فرخنده با وجود هزاران مرد تنومند در چند کیلومتری پایتخت در کنار دفتر رییس جمهور و بانوی اول هر روز هراس مرا تازه میکند. خاموشی این مردان و نظاره گر بودن آنان یک نماد است نمادی از بربریت درون آدمی، نمادی از لذت بردن از کشتن یک زن در ملا عام، نمادی از بی تفاوتی و نمادی از سلاخی به نام دین هر روز برای دخترکان این مرزوبوم نگرانم . برای نسل های بعدی دختران و پسران نگرانم . برای اینکه در مکتب و دانشگاه آموزش داده میشود اما پرورش فکر صورت نمیگیرد. نگرانم از اینکه افراطیت لباس اسلام می پوشد. نگرانم از اینکه در نسل بعدی من داعش را در درون خود پرورش بدهم. ان روز سیاه تاریخ را هرگز فراموش نمیکنم . بیست و دو نفر زنان خشمگینی بودیم که در خانه فرخنده جمع شده بودیم. خشم از بی تفاوتی ما را بر آن داشت تا حتی به پدر و برادر فرخنده اجازه دست زدن به تابوت او را ندهیم. داد شدیم و فریاد . آنچنان فریاد زدیم که گوش فلک کر شد . زنان و مردان آزاده فریاد زدیم .تابوت را به شانه گرفتیم همه خشم شده بودیم حلقه از مردان آزاده دور زنان را با دستان خویش حلقه کرده بودند تا مبادا آسیبی به زنان بزنند. در نماز جنازه به یاد دارم مردم ایاز نیازی را اجازه نداند که بر جنازه فرخنده نماز گذارد . همه درد و خشم بودیم و هستیم . سالمرگ فرخنده تلنگری است به جامعه خفته ما . مردم بیدار شویم.

سید جمال الدین کریمی:

سید جمال الدین کریمی

28حوت واقعه ای بزرگ از تاریخ افغانستان را دردل خود دارد و هر سال با تمام جلوه هایش نمایان می شود.. امروز یا د آور روزی است که تعصب کور و جهل اعتقادی از آستین تعدادی مرد بیرون امد و فاجعه ای را آفرید که لکه ننگ آن تا ابد بر پیشانی مردان کابلی باقی خواهد ماند . در سال 1393 در چنین روزی در حالیکه فرخنده ملکزاده متوجه شده بود که دعا نویسی در شاه دو شمشیره به کارهای خلاف عفت و مشغول است . صدای اعتراض خود را بلند کرد. تا این فساد را و این کج روی دینی را به گوش همه برساند .. ولی افسوس که درک کور مردم جریان را عوض کرد . و مردم جاهل بنا به ادعای ان دعانویس بی شرف .که به دروغ ادعا کرده بود که او قران را به آتش کشیده است . مانند گرگهای وحشی ار هر طرف بر سرش ریختند  و پیکر این دختر پاک اندیش را پایمال کردند ، برسرش سنگ کوفتند و ماشین را بر جانش راندند. من از کسانیکه این کار را کردند گله ای ندارم چرا که آنها به غریزه خود عمل کردند درد من و تاسفم از این است که این اتفاق در پیش چشم صدا تن تماشاگر رخ داده است.

 حبیب الله هاشمی:

متأسفانه تعصب اعتقادی، درک نادرست از دین و برداشت‌های شخصی چنان در لایه های اجتماعی مردم افغانستان ریشه داونیده که قرن ها خشک نخواهد شد.