نقش زنان افغانستان در امور مملکت داری

39

از اواسط قرن 18 الی اخیر قرن 19 میلادی

جوامع انسانی مرکب از افراد مختلف است . که هر یک از افراد آن حق زنده گی مساویانه  و کار را دارند ، زنان هم یک بخش مهم جامعه انسانی هستند ،که در تمام امورات زنده گی حق کار و زنده گی را دارند ،و همچنین این حق را هم دارند که در اداره مملکت و رهبری جامعه در پهلوی مردان سهم بگیرند ، دراین بحث کوتاه روی نقش زنانم در امور مملکت داری ازاو اسط قرن هژده میلادی الی اخیر قرن نزدهم میلادی می پردازیم ، این دوره تاریخی افغانستان با آغاز سلطنت احمدشاه ابدالی آغاز میشود . که در سال 1747 م اقوام پشتون ، تاجک ، ازبک ، هزاره وبلوچ در کندهار گرد هم آمدند و برای انتخاب زعبیم و یا پادشاه آینده افغانستان جرگه نمودند، که بالاخره احمد خان ابدالی را به اتفاق تمام اقوام افغانستان به حیث پادشاه افغانستان تعیین نمودند.” احمد شاه بابا در پهلوی دیگر تحولات اجتماعی به وضع زنده گی زنان نیز متوجه بود .بخاطر اینکه او در تمام امور از نظریات مادر خود زرغونه انا استفاده میکرد ومقام زن و مادررا فوق العاده احترام می کرد ،او به همه زنان احترام داشت ،بخصوص به زنان کاردان و کارفهم و همچنین او شرایط را برای مشاوکت در امور

اداری مملکت برای زنان قایل بود

در این مورد محقق معصومه عصمتی وردک در کتاب خود بنام ((نقش و موقف زنان افغانستان )) می نویسد ((احمدشاه بابا به زنان کاردان حق مشارکت در امور مملکتی را داد، القابی تعیین کرد و مخصوصا در امور مربوط به زنان وبررسی در مورد حقوق زنان حق صدور فرامین را نیز تفویض کرد ، به این منظور زنانی را که موظف به کاری می ساخت مهری نیز برایشان حک میکرد تا فرامین آن ها اعتبار و وزن بیشتری کسب نماید که این سنت نیکو در دوره سلطنت پادشاهان و امیران خاندان احمد شاه درانی و  بعد از آن در دوره سدوزایی و محمد زایی ها تکرار گردید. در دوره احمد شاه بابا و بعد از آن نیز عده ای از زنان افغانستان در امور مملکت داری و مخصوصا امور مربوط به زنان دخالت مستقیم داشتند. و برای به رسمیت شناخته شدن فرامین آنها مهرها حک شده بود که مهم ترین آن زرغونه انا مادر احمد شاه بابا و همچنین خانم اول احمد شاه بابا مادر تیمور شاه است ،که در برخی از امور سلطنتی و مملکت داری دخالت داشتند ،که در این مورد هم معصومه عصمتی وردک در کتاب خود تذکر داده است، یکی از زنانی که در تاریخ او را بنام انا یاد میکنند زرغونه انا است ، زرغونه انا زن مدبر و بزرگ افغان به فرزند خود احمد شاه بابا درانی درس شجاعت داده به عدل و انصاف مردانگی و عدالت گستری ، تشویقش نموده و نه تنها در طفولیت او را به شجاعت و دلاوری رهنمود گردیده بود ،بلکه زمانیکه بر اریکه  سلطنت نشسته بود نیز در امور مختلف او را مشوره های نیکو میداد و از اعمالی که احمد شاه بابا را در انظار ضعیف جلوه می نمود جلوگیری میکرد . اگر باور ندارید داستان اعمار شهر قندهار و حفر نمودن خندق دورا دور شهر را در سال 1169 ه ش بیاد دارید . مشاورین ، مصاحبین و اهل خبره در جلسه خود قیصله کردند که بخاطر استحکام بیشتر شهر و به غرض دفاع از مهاجمین و دشمنان به دورادور آن خندق عریض و عمیقی حفر نمایند وآنرا پر آب سازند و در عقب آن شهر ساخته شود. با شنیدن این خبر زرغونه انا به پسرش پیغام فرستاد و فیصله مجلس را در آن حالات و شرایط مناسب ندانست و گفت: مردان نباید خود را در چهاردیواری خانه محصور نمایند و از عقب خندق و دیوار با دشمن مقابله کنند، بلکه مردان را باید که رویا روی با دشمن دست و پنجه نرم کنند. همان بود که احمد شاه بابا نیز مشورت عاقلانه و مفید مادر را بر مشورت دیگران ترجیح داد و از کندن خندق منصرف شد . زرغونه انا مادر احمد شاه بابا از قوم الکوزی بود، راجع به خانواده ، فامیل تاریخ تولد و وفات او معلوماتی در دست نیست ولی معلوم است که در زمان حیات احمد شاه بابا وفات نموده است و تاریخ ساختن شهر کندهار هم در سال (1169 ه ش) اتفاق افتاده است ، لهذا میتوان گفت که این زن با همت افغان در بین سالهای 1169الی 1174 ه ش زنده گی نموده و در کنار دریای ارغنداب در قریه کهک دفن شده و مزارش هنوز در آنجا باقی است.در سال 1172 ه ش شایعه ای پخش گردید که گویا احمد شاه بابا در جنگ شکست خورده، مردم قندهار از این خبر نهایت اندوهگین شدند. زرغونه انا با شنیدن این شایعه گفت: کامیابی و ناکامی به اختیار خداوند تعالی است و تقدیر را نمیتوان تغییر داد مگر ( احمد ) را که من می شناسم خود را می کشد ولی شکست را نمی پذیرد و مغلوب نمی گردد . زرغونه انا خیرو خوبی مردم و وطن را در پیشترفت علم و دانش می دید و آرزو داشت که احمد شاه بابا پسرش وطن را به سوی ترقی و پیشترفت ، علم و دانش سوق دهد ، همچنین او راه نجات وطن را از بی نظمی ها و خود سری ها در وحدت ملی و وحدت تمام اقوام و قبایل افغانستان می دید و در کوشش و آرزوی وحدت ملی بود. وقتیکه احمد شاه بابا در مزار شیر سرخ از طریق جرگه ملی به پادشاهی انتخاب گردید. تعدادی از زنان به نزد مادرش آمدند و مبارک گفتند و از انتخاب پسرش به حیث پادشاه اظهار مسرت و خرسندی کردند و این انتخاب را به جا و نیکو خواندند، زرغونه در جواب گفت از حسن نظر و مهربانی شما نسبت به پسرم ممنون و مشکورم و برای من همین افتخار کافی است که به فرزند من خوشبین و از انتخاب او مسرور هستید. ولی من وقتی افتخار خواهم کرد که فرزندم در راه اعتلای وطن و مردم خدمت صادقانه نماید. اقوام از هم پاشیده را بسوی وحدت واقعی ، علم ، دانش و فرهنگ سوق دهد و افتخارات ابدی را نیز برای وطن، قوم و مردم خود کسب کند. از جمله زنان مشهور و نامداری که در دوره سدوزایی ها در تاریخ ثبت است و از کار های وی مورخین یاد نموده اند اولین خانم احمد شاه بابا و مادر تیمور شاه است. این زن نامور هم در امور سلطنتی و مملکت داری سهم مهم و مستقیم داشت. زمانیکه احمد شاه بابای درانی مصروف نظم و نسق کابل و دیگر صفحات شمال مملکت بود شاه رخ ابن نادر شاه به پاس لطفی که احمد شاه بابا به خانواده اش کرده بود ، برای مادر و دیگر اعضای فامیل تیمورشاه که تا آن وقت در مشهد بودند، زمینه رفتن به هرات را مساعد ساخت ، هنگام رسیدن به هرات در اثر تلاش و اداره و نفوذ سیاسی مادر تیمور شاه و فیصله دیگر اعضای خانواده سلطنتی، تیمور شاه یک ساله به زمامداری هرات انتخاب گردید و نغاره سلطنتی ، در سال 1160 ه ش بنام تیمور میرزا پسر احمد شاه بابا زده شد ، ولی اولویت و اهمیت بیشتر را در امور سیاسی به مادر تیمور شاه تفویض ساخت و مهرهایی نیز طبق هدایت احمد شاه بابای درانی برایش نقر گردید. این زن که به صفت مشاور و متصدی امور دولتی ، از تمامی امور از جمله امور عسکری ، ملکی و اداری هرات وارسی میکرد، بر فراز قصر خود بیرق می افراشت و در وقت اسپ سواری و سفر همان جاه جلال و کوکبه سلطنتی را داشت که شهنشاه ابدالی در حضرو سفر می داشت و با عدل و داد و شیوه خاص اداری در پهنای سلطنت شهنشاه ابدالی حکومت می راند. در مورد حکمرانی و اداره مادر تیمور شاه استاد عزیز الدین و کیلی پوپلزایی مؤلف کتاب (( تیمور شاه درانی )) در یک بخش از این کتاب چنین مینگارد:(… معظمه در عهد خود دارای صفات عالیه سلطنتی و صاحب حسن اداره دودمان جلیل شاهی بود و وقتی که تیمور شاه به حکومت شاهی هرات به امر پدر خود بر گزیده شد آن ملکه معظمه احمد شاهی خانم شاه بنام خود نقش داشت و از امور حکومتی  پسر خورد سال خود در هرات به صفت مستشار و متصدی دولت سرای او این بانو وارسی میکرد و بر فراز قصر نشین خود بیرق بر می افراشت و به وقت سواری اسپ به راه توغ و نغاره مانند موکب شهنشاه در جلو لشکر خاصه میداشت. از زمان پادشاهی امیر دوست محمد خان تا پادشاهی امیر حبیب الله خان نیز عده ای از زنان در اداره مملکت داری کم یابیش سهم گرفته اند و نام های شان در تاریخ ثبت گردیده است که در مورد آنها نیز تذکر خواهم داد. همچنین از زنانی یاد آور میشویم که در مبارزات آزادی خواهی و استقلال افغانستان بر ضد انگلیسی ها بگونه مستقیم یا غیر مستقیم فعالیت و مبارزه نموده اند .”