نگین بدخش

78
شهر زاد فکرت -شاعر

بانو شهر زاد فکرت (نگین بدخش) دربهمن ماه(دلو) 1356، در فیض آباد مرکز استان بدخشان،دریک خانواده روشنفکربدنیا آمد و با محبت پدر شاعرش،نخستین سرود های پرازعطوفت را در رگ های احساسش راه داد وعشق به ادب وفرهنگ رانفس کشید.
پدرش زنده یاد عبدالغنی فکرت استاد زبان و ادبیات، با شعر آشنایش کرد و مادرش فروغ فکرت استاد ریاضی او را آموخت، که در محاسبه با لحظه های زندگی قاعده های زمان را با ژرف نگری پشت سرگذارد.
بانو شهر زاد درچنین محیط پر از مهر، سال های نخستین زندگی را گذرانيد تا پایش به مدرسه کشيد و زندگی اجتماعی را با آموزش های دقیق تر آغازکرد؛ در پانزده سالگی احساساتش را  با استفاده  از واژه ها و کلمات روی کاغذ  اورد  که خودش آن سال ها را چنین بخاطر می آورد
۱۶سال داشتم که نخستین تجربه‌های نوشتن را از آوای آبشاران الهام گرفتم، در آغاز کوتاهه هایی بودند، که آهسته آهسته بلند شدند و شکل شعر سپید را به خود گرفتند.بعد از یک وقفه ی تقریبا ده ساله  دوباره شعر به سراغم آمد، بیشتر در وزن های کلاسیک مثل غزل، دوبیتی و رباعی میسرایم، که اکثرا محتوای آنرا مسایل روز و به‌خصوص مشکللات زنان در کشور سنتی خود مان در بر می گیرد.
مکتب را در لیسه مخفی بدخشی در فیض آباد به اتمام رساندم و درسال ۱۳۷۵،بعد از امتحان کانکور به دانشگاه طبّ اطفالِ دانشگاه دولتی ِ کابل راه یافتم که با روی کار آمدن رژیم طالبان، ناتمام ماند و همان سال مجبور به مهاجرت شدم

با توجه  به اینکه در ماه مارچ قرار داریم بی ربط نخواهد بود
کمی از هشت مارچ روزی که زنان خواهان  ازادی و  برابری هستند  بگوید؟
هشت مارچ باید بعنوان تاریخ  عاطفی در زندگی هر زنی، درهرکجای دنیا،ماندگارباشد
هر چند این روز به پیامد اعتراض چند زن کار گر در آمریکا ثبت تاریخ شد، اما به نمادی از مبارزات گسترده ی تمام زنان دنیا مبدل گردیده است، چون هر زنی در جریان زندگی اش با تبعیض و تناقض هایی مواجه است که نباید یک سر و یک تن با آن بجنگد. خصوصا در کشور های بشدت سنتی و مرد سالار که ابتدایی ترین حق زن را چه در خانه و چه در اجتماع مرد ها تعیین میکنند، باید هر زن با سواد و آگاهی، در مورد این روز و برایند آن مطالعه و تحقیق نموده و با درک و فهم واضح از شرایط، برای اگاهی  حقوق انسانی خود و همنوعان .خود برزمند
اگربا تجلیل نمودن از روز همبستگی زنان جهان، با هرمتن، هر مقاله و هر شعردر خصوص وضعیت زنان کشور مان، بتوانیم ذهنیت حد اقل یک زن را آماده پذیرش تغییر بکنیم و به او جرآت اعتراض در مقابل بی عدالتی را بدهیم، یعنی مبارزه ی ما نیز بیهوده نبوده است
هر چند که در کشور ما در صد کمتری از زنان به رسانه های دیداری و نوشتاری دسترسی دارند و ما به مشکل میتوانیم صدای خود را به زنان روستا ها و دهات برسانیم، با آنهم این مسئولیت ماست که تحت هر شرایطی دست از تلاش برنداریم و برای روشن نمودن اذهان عمومی کار کنیم، تا هم زنان مان به این باور برسند، که تنها نیستند و آماده ی مبارزه شوند و هم مردان کشور ما با رعایت حق برابر زنان و هم پذیری شان در همه ی امورات اجتماعی، با ما همگام و همکار باشند
در مورد وضعیت زنان  افغانستان نظرتان را بیان کنید؟
هر چند من مدت هاست که از وطن دور هستم و اوضاع و شرایط کشور را بیشتر از طریق رسانه ها دنبال میکنم، با آنهم میتوانم با قاطعیت بگویم که از نگاه حقوقی پیشرفت زنان از انچه که باید، به مراتب کمتر بوده است، هنوز دختران ما حق حضور در مکاتب را که ابتدایی ترین حق یک انسان است، در بیشتر نقاط کشور ندارند، حق انتخاب همسر، حق طلاق، حق حضانت کودک، وخیلی از موارد دیگری که زنان از آن محروم اند
البته قوانین نافذه در کشور در قبال این موارد وجود دارد و و حتی یکی دو موردی را هم شنیدیم که در کابل پیگیری شده است، اما باز هم چند قدم دور تر از مرکز، به بد ترین شکل ممکن روی زن ها معامله میشود و صدای زنان به هیچ محکمه و قانونی نمیرسد.

زنم من ،عمرِ من با غم عجین است
خشونت در نفس هایم ، کمین است
به چشــمِ من اگــــر بینی‌ جهان را
جهنم خود همین رویِ زمیـن است