هیچ چیز برای مردان عیب نیست

24

نویسنده: نور جهان اکبر

جوامعی که ارزش های مرد سالارانه در آنها حاکم اند، راه های زیادی را برای تقویت و مواظبت از ان ارزش ها به وجود می آورند یکی از مؤثر ترین شیوه های اثبات برتری و مختص سازی قدرت به مردان و زنان ضد زن در این اجتماعات خورد کردن اعتماد به نفس و احترام به خود در زنان است . در افغانستان نیز ، مثل اکثریت ممالک دیگر دنیا، در طول تاریخ به زنان و دختران آموزش داده شده است که نسبت به زنانه گی شان احساس تنفر و شرم کنند و خود را بر اساس معیار هایی که توسط جامعه ای مرد سالار و مرد پرور ساخته شده اند تعریف کنند. به همین دلیل اکثر زنانی که با غرور در مورد زنانه گی و زن بودن می نویسند و یا در این عرصه کار می کنند و می کوشند هویت زن را دوباره تعریف کنند، نه تنها از جانب مردان محافظه کار و افراطی بلکه حتی توسط بعضی زنان دیگر هم مورد حمله،تمسخر،تهدید،بی احترامی و حتی خشونت قرار می گیرند

  دلیل اصلی این واکنش ها این است که با عادت ها و تبعیض ها به زنان و دختران می آموزانیم که خود را ضعیف، درجه دوم، کم عقل، غیر منطقی، ناکارآمدو یا احساساتی بدانند و بنا براین نسبت به اینکه زنی حقش را برابر با یک مرد بداند حساسیت نشان دهند. یک دلیل دیگر این رفتار ها این است که احترام و زنده گی اجتماعی زنان در جوامعه مانند افغانستان به شدت آسیب پذیر تر از مردان است مابا این طرز فکر که ( هیچ چیز برای مردان عیب نیست) بزرگ شده ایم و متوجه شده ایم که تا حدی در جامعه ای ما این ادعا حقیقت دارد. ضربه زدن به شخصیت اجتماعی مردان سخت تر از آن زنان است و تعریف جامعه از (بد) و عیب به شدت جنسیتی. مثلا آزار و اذیت یک زن در میان شهر عیب نیست اما اگر زنی بلند بخندد عیب است و یا تماشای فیلم های غیر اخلاقی که از انسانها به عنوان الات جنسی استفاده می کنند برای مردان در پایگاه های انترنتی شهر عیب نیست، اما کار کردن یک زن در تلویزیون عیب شمرده می شود . تعریف ما از عیب توسط اجتماع ما شکل می گیرد وگرنه به صورت طبیعی (عیب) وجود ندارد .بنابراین بعضی زنان برای اینکه توسط اجتماع شان طردنشوند، با صداهای عدالت خواهانه زنان دیگر، و یا حتی با کارها ی انقلابی و متفاوت هر چند کوچک زنان دیگر مخالفت می کنند، حتی اگر در دل با آنها موافق باشند. انا این نیاز برای پذیرفته شدن توسط اجتماعی مرد محور خود نشانه  ای از عدم احترام به خود و عدم اعتماد به نفس است که انسان را متکی به تایید یه گرفتن از سوی کسی دیگر می سازد یا برای مورد قبول واقع شدن و یا برای اینکه واقعا خود را کمتر می دانیم ، ما زنان به خود بی احترامی می کنیم و حقیقتی تلخ تر این است که جامعه این بی احترامی  زنان نسبت به خود شان را مورد ستایش قرار می دهد. یکی از نحوه های این بی احترامی تحمل و بردباری در مقابل ستم است .این واقعیت دارد که ایستاده گی در مقابل بعضی جبر ها می تواند باعث ایجاد خطرات بزرگ برای زنان و بنا براین نمی توان ازهمه توقع داشت که این خطرات را بپذیرند، اما بعضی اوقات ما بی عدالتی هایی را که می توانیم مورد نقد قرار دهیم را هم نادیده می گیریم . مثلا اکثر زنان در مقابل آزار و اذیت در خیابان ها و محلات عمومی خاموشی می گزییند و یکی ازین دلایل این سکوت این است که در ناخودآگاه خود به این باور غلط رسیده ایم که تا حدی این آزارها عیب نیستند و شاید هم به جا استند . بنابراین خود و یا زنان دیگررا به خاطر موجودیت این مشکل ملامت می کنیم. یک مثال دیگربرده باری،صبردر مقابل خشونت یا تبعیض در خانواده ها است. مثلا اگربرادر ما تصمیم بگیرد که نمی خواهد ما بیرون برویم یا در عروسی یکی از دوستان ما برقصیم ، یا در مجلسی در مورد شعر زنان شرکت کنیم ، ما بدون مخالفت این اجبار را می پذیریم چون به خود به عنوان یک انسان مستقل که بتواند خودش تصامیم شخصی خود را بگیرد باور نداریم . امکان دارد از واکنش به سرپیچی خود هم هراس داشته باشیم ، اما دلیل اصلی این که خاموشی می گزینیم این است که به جانب مقابل در بی احترامی به خود ما حق می دهیم . البته مبارزه کردن با نابرابری ها سخت است و خطرات خود را دارد ، اما برای اینکه ما به خود احترام کنیم و دیگران به حقوق ما، باید در قدم اول بیاموزیم که خود را به عنوان انسانی مستقل ارج بگذاریم چون امکان دارد یک تعداد انسانهای خوب بدون درخواست ما به حق ما احترام کنند و ما را برابر پندارند، اما اکثریت از مزایای که دارند لذت می برند و تا زمانی که ما توانایی و اعتماد به نفس اعتراض را داشته باشیم به عادت های متعصبانه ای خود ادامه خواهند داد. مثال دیگری از بی احترامی به خود نحوه ای مهرورزی ما زنان است. چی در روابط زناشویی و یا در مهرورزی به نزدیکان و دوستان ما، ما زنان به صورت افراطی ای از خود گذر استیم و عشق را از خود گذری یک جانبه می دانیم . دلیل اصلی این طرز فکر هم این است که از خود گذری ما انسانهای دیگر سود می برند بنا براین آنها ما را برای از خود گذری ما تمجیدمی کنند . از خود گذری در نفس خود خصلت بدی نیست ، بلکه می تواند نتایج مثبت داشته باشد ، اما زمانی که در روابط اجتماعی و خانواده گی زنان همیشه نقش انسان از خود گذر را ایفا کندو این نوع مهرورزی دو جانبه نباشد ،زن به صورت داوطلبانه اولیت ها ،ارزش ها، آرزو ها و اهداف خود را قربانی آن دیگران می کند.هر دو عادت، خود گذری کامل و افراطی زنان،خصوصا مادران، و بردباری و تحمل در مقابل تبعیض و بی احترامی ،در زنان مورد تمجید قرار می گیرند . زن خوب کسی است که همه چیز را تحمل کند و همیشه دیگران ، خصوصا نزدیکان مرد ،خودرا نسبت به خود اولویت بدهد. با احترام کردن به خود، ما زنان میتوانیم این تعریف مردسالارانه از زنانه گی را تغییر دهیم و این در درازمدت دستاورد بزرگی برای ما خواهد بود و باعث خواهد شد زیر بار ارزش های مردسالارانه ای جامعه نشکنیم. بنابرای حتی اگر برای روز زن هیچ برنامه ای نداریم،

حد اقل باید به خود تذکر بدهیم که احترام به خود را تمرین کنیم

منبع: نگاه زن