مقاله روان شناسی

اعتیاد به شبکه های اجتماعی و تأثیرات آن بالای روان زنان

هر بار که صحبت از اعتیاد به میان می آید ناخودآگاه ذهن به سمت مواد مخدر، سگرت و سایر مواد نشه آور می رود . تصور بر این می رود که اعتیاد تنها به مواردی اطلاق می شود که شخص وابستگی شدید به همین مواد دارد و معتاد کسی است که در نبود این مواد حالت نرمال و عادی خود را از دست داده و شروع به پرخاشگری و رفتارهای غیر معمول می نماید. باید گفت که مصادیق دیگری از اعتیاد نیز وجود دارد که شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد و اصلا شخص متوجه این اعتیادهای خاموش و مخرب نباشد؛ از جمله مهمترین این اعتیادها می توان از اعتیاد به شبکه های اجتماعی و اعتیاد به شریک عاطفی نام برد. موضوع مورد بحث در این مقاله، اعتیاد به شبکه های اجتماعی است که تأثیرات منفی بالای روح و روان افراد داشته و زمینه های ایجاد تنش های بیشتر در روان را برای افراد به وجود می آورد.

روان شناسان عمده ترین دلایل روی آوردن افراد به شبکه های اجتماعی را نیاز به تأیید شدن از طرف دیگران و پیدا کردن یک جایگاه مناسب در جامعه با استفاده از این شبکه ها که بعد تبلیغاتی آن بیشتر از بعد سرگرمی آن شده و فرار از انزوای اجباری عنوان می کنند؛ چرا که در فضای اجتماعی دسترسی به شناخت واقعی از افراد مشکل است و افراد به هر شیوه که بخواهند می توانند در آن حضور و فعالیت داشته باشند و عقده های درونی خود را از این طریق بگشایند.

در بعضی حالات، زندگی در فضای اجتماعی و چهره ای که افراد از خود به نمایش می گذارند، سبب می شود که افراد چهره و زندگی واقعی خود را از یاد ببرند و شخصیت مجازی را چهره واقعی خود بدانند و جدایی از آن و ایفای نقش کردن در چهره واقعی برایشان مشکل می شود که این را می توان اعتیاد به معنای واقعی دانست.

از تأثیرات جدی زندگی در شبکه های اجتماعی می توان به تشدید رقابت های منفی و به اصطلاح عامیانه، چشم و هم چشمی و شیوع اختلافات در زندگی های مشترک نام برد؛ اما مسأله ای که افراد از به خاطر داشتن آن را فراموش می کنند، اینست که؛ تصاویری که در شبکه های اجتماعی دیده می شود در بسیاری موارد از حقیقت دور هستند و بیشتر برای عقده گشایی های افراد و نشان دادن تصویر خوش از زندگی شان به نمایش گذاشته می شود. این موضوع می تواند حس حسادت و رقابت را در افراد و خصوصا در زندگی زنان و دختران جوان را برانگیخته می نماید که اینها همه با هم دست به دست شده و سبب آشفتگی روانی در زنان و دختران می شود. زنان با قرار گرفتن در این حالت و کشاکش بین خواسته ها و توقعات با داشته ها درگیر حالت های ذهنی مخربی می شوند که تأثیرات منفی آن در برخوردهای درون محیطی در خانواده و اجتماع خود را نشان می دهد. بسیاری از سرکشی هایی که در دوران بلوغ و جوانی از آنها مشاهده می شود نیز از تأثیرات مقایسه و رقابت های منفی بین آنهاست. بعضی اوقات این رقابت ها و حسادت ها باعث شیوع انواع خشونت ها در میان افراد خانواده شده و به شکل پرخاش های مکرر ابراز می شوند؛ دختران جوان با الگوبرداری از آنچه که در جامعه و فضای مجازی دیده اند، تحریک می شوند تا خود را در قالبی نزدیک از بازار مجازی درآورند و در بعضی موارد این خلاف اصول ارزشی خانواده ها بوده و ایجاد محدودیت ها و ممنوعیت ها را برای دختران جوان به بار می آورد.

در حالت اعتیاد به این شبکه ها فرد برای پوشاندن خلأهای درونی شروع به شخصیت سازی مجازی برای خود می کند که پرده ای از توهم را به عنوان چهره واقعی به مخاطبین و خود فرد جلوه می دهد. این امر سبب می شود تا آنها از پذیرش واقعی خود دور مانده و همیشه راهی برای فرار از آن داشته باشند و زمانی که به خود بیایند، متوجه خواهند شد که طی این مدت در خیالات واهی سپری کرده اند و زمان زیادی را که می توانسته اند به خودسازی واقعی بپردازند، از دست داده اند که مدیریت این بحران روحی نیز از یکی از عمده ترین مشکلاتی است که می توان برای این پدیده برشمرد.

روان شناسان همیشه در مورد پیامدهای جدی این اعتیاد هشدارهای خود را داده اند اما اینکه جامعه تا چه اندازه آن را جدی می گیرد از مواردی است که بسته به مدیریت شخصی افراد دارد و تا افراد برای ترک این اعتیاد تصمیم جدی نگیرند نمی توانند سلامت روان خود و زندگی خود را تضمین نمایند.

نویسنده: زهرا شهرستانی

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا