مقاله روان شناسی

تقلای خانواده برای ازدواج فرزندان

نگینه دختری که ۱۹ سال ازعمرش می گذرد از این که درآوان طفولیت به مریضی سؤ تغذیه مبتلا شده بود جسه ای کوچک دارد و مادرش همواره نگران این است که مبادا دخترش بخاطر این که جسامت فزیکی کوچک و ضعیفی دارد کسی از وی خواستگاری نکند، اما در این نزدیکی ها یکی از فامیل های نزدیک به اقوام مادر نگینه به خوستگاری وی آمده اند پسری که برای خواستگاری از نگینه آمده است پسر قوی الجثه با موهای بلند و با سر و وضع که شبیه افراد بی بند و بار است آمده است اما نگینه نمی خواهد ازدواج کند و خودش را برای ازدواج کردن آماده نمی بیند؛ با این هم مادر نگینه با دلایل متعدد کوشش می کنند که این ازدواج را بالای دخترش تحمیل کند. نگینه گفت:«مادرم به این باور است که تنها راه خوشبختی ازدواج کردن است اما وی نمی داند فردی را که برای ازدواج با من انتخاب کرده است یک پسر بی بند وبار است که گاهی روی اعصبانیت خودش هم کنترول ندارد». مادر نگینه می گوید:«دخترهمین که جوان شد باید ازدواج کند و ماندن دختر در خانه عواقب خوبی ندارد». نگینه با تقلا و گریه کنان نا رضایتی خود را به این ازدواج ابراز میکند اما هیچ یک از افراد خانواده به این وضعیت آشفته نگینه توجه ندارند واز این که برای نگینه یک خواستگاری از اقوام نزدیک شان پیدا شده است خوشحال اند.

دربسیاری از خانواده ها مردان از این که خود شان را در رده اول تصمیم گیری می دانند اکثریت تصامیم مبنی بر ازدواج فرزندان شان را اخذ می کنند و هیچ کسی حق ندارد که روی تصمیم مرد خانواده حرفی دیگری بزند اما در بعضی از خانواده در امر ازدواج برای دختران مادر تصمیم میگیرد و به هر نحو که شده است دختر شان را وادار به این می کند که ازدواج کنند. مادران با این که زن هستند اما باز هم دختران شان را درک نمی کنند، اکثریت مادران از ترس این که دختر شان «خانه مانده» شود و یا این که مردم دنبال دختر شان حرف بد نزنند میخواهند که دختران هر چه زودتر ازدواج کنند و ازدواج دختران را یگانه دلیل خوشبختی آنها می دانند درحالیکه دختر شان برای ازدواج رضایت ندارد اما  به گونه های مختلف و بهانه های متعدد بالای شان تحمیل می شود که باید ازدواج کنند.  نگینه که از هر طرف تحت فشارهای روانی زیادی قرار گرفته بود راه دیگری نداشت جز این که به حالت یاس و نا امیدی مجبور شد که تن به این ازدواج بدهد.

اقدام بر ازدواج بدون در نظر داشت ملاک ها و معیار های اصلی ازدواج که همان ملاک های تناسب فرهنگی، اقتصادی، سنی، مذهبی و دینداری صورت میگیرد که اگر بدون علاقه مندی و رضایت جانب مقابل انجام شود ممکن این ازدواج دچار آسیب های تحمیلی شود. این ازدواج ها در صورت عدم رضایت یکی از طرفین بر اثر فشار های روانی اطرافیان استفاده می شود. آسیب ها و عوارض منفی این گونه ازدواج ها بر سلامت جسمی روحی دختران تاثیر منفی بر جای می گذارد و ممکن برای فرد به یک کابوس وحشتناک مبدل شود زندگی فردی خانواده گی و اجتماعی را با آسیب های جدی مواجه می سازد. با این که ازدواج امر طبیعی است و در اکثریت جوامع جوانان با رضایت جانبین فرد مورد نظرشان را انتخاب نموده با وی پیمان ازدواج می بندد اما افغانستان جامعه سنتی و عنعنوی است و ازدواج دراین سرزمین همچنان بر اساس عرف و رسم و رواج ها صورت می گیرد. در اکثریت امورات زندگی جوانان شان خانواده ها تصمیم می گیرند، همان گونه در امر ازدواج جوانان نیز خانواده ها و بزرگان فامیل تصمیم می گیرند که این تصمیم ها گاهی با رضایت و مشورت جوانان صورت می گیرد و دربرخی از خانواده ها بدون در نظر داشت نظریات دختر و پسر تصمیم بر ازدواج آنها گرفته می شود و همسر زندگی شان را بدون در نظر داشت شرایط روحی و حقوقی نیز خانواده ها انتخاب می کنند. دختران از این زاویه بیشتر آسیب پذیر هستند چون در بسیاری از موارد دیدگاه ها و خواسته های شان نادیده گرفته شده و از حق انتخاب همسر محروم می شوند. از دیر باز به این سو در جامعه ای ما اکثریت از خانواده ها، دختران شان را به اجبار به عقد ازدواج در میاورند که دختران درانتخاب همسر خویش هیچ نقشی نداشته و ناگزیر اند با فردی ازدواج کنند که انتخاب پدر و یا مادر شان میباشد بدون آن که در مقابل همسر آینده خود علاقه ای داشته باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا