افغانستان و جهان

جدال برای بازتاب حقایق با گرفتن زندگی بر کف دست!

۲۲ فبروری مصادف است با کشته شدن یکی از بی همتاترین خبرنگاران جنگی زن، ماری کلوین!

زندگی برای خبرنگاران همیشه پرمخاطره و تهدیدآمیز بوده و یگانه چیزی را که نمی توان در زندگی خبرنگاران یافت، آرامش است اما زندگی خبرنگاران جنگی به مراتب پر چالش تر و پرمخاطره تر از هر زندگی دیگری است،‌ جدال برای بازتاب حقایق با گرفتن زندگی بر کف دست!

روزنامه نگار و خبرنگار جنگ برجسته امریکایی متولد ۱۲ جنوری ۱۹۵۶ بود که از سال ۱۹۸۵ تا زمان مرگ برای نشریه پرآوازه بریتانیایی، ساندی تایمز کار میکرد. دقت، شجاعت و مهارت او در پیش بردن مسلکش از مهم ترین ویژگی هایی بود که شخصیت او را منحصر به فرد می ساخت و دقیقا به همین منظور از کلوین به عنوان برجسته ترین خبرنگار جنگی بریتانیا یاد می شود. او ۲۵ سال از عمر خود را به تهیه اخبار جنگ اختصاص داده بود و به دلیل این شجاعت جوایزی از خاورمیانه و آسیای جنوبی از آن خود کرده بود.

یکی از جملاتی که کلوین همواره در گزارش هایش تکرار می کرده این بوده که: «غربی ها چشم شان را بر فجایع جنگ هایی که در آن دخیل هستند، بسته اند».

به گفته کلوین، سخت ترین قسمت کار من این است که خودت به خودت بباورانی که اتفاقاتی که گزارش می دهید برای کسی اهمیت داشته باشد. کلوین در سن ۴۶ سالگی در حالی که مشغول تهیه گزارش در سریلانکا بود یکی از چشمانش را بر اثر شلیک هاوان از دست داد و از آن زمان به بعد چشم بند سیاه استفاده کرد و این بیشتر به جذابیت چهره اش می افزود. او روز قبل از مرگش در حمص در گفتگویی تلیفونی دولت بشار اسد را دروغگو خواند و از بی پناهی و بی گناهی ۲۸ هزار غیرنظامی سوری حرف زد و از فاجعه انسانی که در سوریه در جریان بود پرده برداشت. او در ۲۲ فبروری ۲۰۱۲ در سن ۵۶ سالگی در حالی که پوشش خبری محاصره حمص در سوریه را بر عهده داشت زیر بمباردمان کشته شد. بسیاری از جمله خانواده کلوین برای مرگ او، دولت بشار اسد را مسئول می دانستند و به همین دلیل هم علیه دولت وی اقامه دعوا نمودند که در آخر با محکومیت دولت بشار اسد به پایان رسید.

کلوین در طول دو دهه فعالیت حرفه ای همواره در بحرانی ترین مناطق درگیر جنگ و کشمکش و منازعات مسلحانه از دل جنگل های سریلانکا تا خطوط مقدم جنگ در عراق و سوریه و افغانستان حضور داشته است. چیزی که زندگی کلوین را با زندگی زنان قربانی جنگ و شاهد جنگ پیوند می دهد، مشاهده صحنه های وحشتناکی است که حامیان و ترتیب کنندگان جنگ از آن غافلند و یا اهمیتی به آن نمی دهند تنها با این تفاوت که او همه عزم خود را برای به تصویر کشیدن این خشونت ها و فجایع جزم کرد و تا دم مرگ نیز اراده اش برای این هدف خدشه دار نشد. شاید اگر بخواهیم برای زندگی این خبرنگار قهرمان عنوانی انتخاب کنیم؛ دقیق تر از کتاب اوریانا فالاچینی چیز بهتری به فکر خطور نکند؛ زندگی جنگ و دیگر هیچ!

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا