مصاحبه

زنان خوست درمسیر مبهم زندگی اجتماعی

زهرا جلال مدت ۱۶ سال به عنوان وکیل شورای ولایتی در خوست کار کرده، او در کنار وکالت شورای ولایتی، مشاور شورای عالی مصالحه را نیز به دوش دارد. خانم جلال قبل از وکالت شان در شورای ولایتی در موسسات متعددی در ولایت های مختلف کشور کار کرده است.
عمده ترین مشکلات زنان در ولایت خوست کدام ها است؟
زنان در ولایت خوست مشکلات زیادی دارند که از آن جمله تعلیم و تربیه است، اکثریت خانواده ها به اساس عرف و عنعناتی که در خانواده های شان حاکم است اصلا به دختران اجازه نمی دهند که به مکتب بروند، دختران در ولسوالی های دور دست به ابتدایی ترین دوره های آموزشی و تعلیمی دسترسی ندارند. بسیاری از خانواده هایی که به دختران اجازه درس خواندن میدهند بر این باورند که زمینه درس خواندن آنها مساعد نیست؛ سطح تعلیمی برای دختران پایین است و دسترسی به فرصت های آموزشی برای امتحان کانکور و صنف های آموزشی انگلیسی و کمپیوتر برای دختران وجود ندارد. مشکلات اقتصادی از دیگر مشکلاتی است که زنان با آن مواجه هستند، در خوست زنان نمی توانند در تصمیمات اجتماعی سهم بگیرند و اگر در جایی هم حضور داشته باشند حضور سمبولیک دارند چون این زنان هیچ گاه در رأس یک موسسه و نهاد قرار ندارند.
حضور زنان در مکاتب چگونه است، آیا دختران و زنان حق دسترسی به تعلیم و تحصیل را در ولایت خوست دارند یا خیر؟
به دلیل وجود قیودات عنعنوی که در طوایف و خانواده ها وجود دارد در ولسوالی ها و نقاط دوردست ولایت خوست زنان و دختران اجازه رفتن به مکاتب را ندارند؛ اکثرا مکاتب دخترانه در برخی از ولسوالی های این ولایت وجود ندارد، اما خانواده هایی که در مرکز این ولایت زندگی می کنند به دختران شان اجازه می دهند که تا صنف پنج یا شش مکتب بروند و درس بخوانند و بعضی خانواده ها هم اجازه می دهند تا دختران تا صنف دوازدهم به مکتب بروند. عده کمی از خانواده ها اجازه داده اند تا دختران شان وارد دانشگاه رفته و تحصیلات شان را به پایان برسانند.
عنعنات ناپسند و رسم و رواج های که در موضوع ازدواج دامنگیر جوانان می شود، چیست؟
گرفتن پول گزاف به نام طویانه یکی از عمده ترین مشکلاتی است که دامنگیر جوانان است و همین طویانه سبب می شود تا زمانی که دختر به عنوان عروس وارد خانواده شد، صلاحیت های عام و تام زندگیش را در اختیار خانواده شوهر قرار دهد و خانواده شوهر از این اسلحه برای به کرسی نشاندن حرف های خود استفاده نمایند، عوامل این چنینی سبب می شود تا از دختر به شکل میراث استفاده شود، طوری که اگر شوهر دختر از دنیا رفت، نکاح او را با عضو دیگر خانواده (ایور) می بندند و بدون اینکه مهر دختر را بپردازند و یا رضایتش را به دست بیاورند.
مشکل دیگر در رابطه با بدل کردن دختران است که دلیل عمده رواج چنین فرهنگی، طویانه گزاف عنوان می شود. همین عمل سبب بدبختی و دشمنی زنان بین هم می گردد. هم چنان ازدواج های زیرسن از دیگر مشکلاتی است که دختران این ولایت را تهدید می کند. خانواده ها دختران کم سن و سال خود را بدون درنظر داشت رضایتشان به ازدواج مردان در می آورند، به اساس رواج هایی که خانواده ها در مناطق دوردست دارند قیمت گذاری روی دختران جریان ارد و زمانی که دختران کم سن و سال به عنوان عروس وارد خانواده ها می شود تقاضای خانواده شوهر بالا می رود، خشو، ننو، زن ایور همگی در تلاش هستند تا حاکمیت خود را بالای دختر بقبولانند و از جایی که دختر خورد است و به همه خواست ها رسیدگی کرده نمی تواند جا برای ایجاد منازعه باز می شود و سبب بروز خشونت ها در محیط خانواده می گردد گاهی این موضوعات می توانند به دشمنی های بزرگ، قتل و خودکشی نیز منجر شود.
در بعضی ولایت های جنوبی جوانان چهره همدیگر را نمی بینند و حتی زنان از شوهرانشان روی می گیرند، در خوست وضعیت چگونه است؟
در خوست نیز دختر و پسر حق ندارند پیش از ازدواج یکدیگر را ببینند. برای انتخاب دختر نیز یکی از زنان خانواده پسر می تواند دختر را ببینند، از طرف دختر نیز تنها پدر و مادر دختر می توانند داماد را ببینند. دختران در تمام دوران نامزدی از خانواده خسر روی می گیرد و زمانی که ازدواج کرد صرف می توانند با جوانان خانواده نشست و برخاست داشته باشند و باید هم چنان از بزرگان خانواده روی بگیرند چون آنها به این باور هستند که پنهان کردن صورت شان از بزرگان به معنی احترام گذاشتن به آنهاست.
زنان در خوست چقدر از حقوق انسانی و بشری شان آگاهی دارند؟
در ولایت خوست سه دسته از زنان داریم، دسته اول خانم های روستایی هستند که همیشه در کوه ها هستند و به جمع آوری چوب و علف مشغولند و یا نیز تمام روز با حیوانات اهلی سر و کار دارند و یا نیز در زمین های زراعتی مشغول به کار می باشند؛ این دسته از زنان به این باورند که هر حرفی که از سوی شوهر زده شود باید مورد اطاعت قرار بگیرد و به طور کلی هیچ اطلاعی از حقوق خودشان ندارند.
دسته دوم خانم هایی هستند که تا حدودی اجتماعی شده اند و در فرآیند اجتماعی شدن از حق و حقوق شان مطلع شده اند اما دسته سوم زنانی هستند که از سواد خوب برخوردار بوده و به این وسیله از حق و حقوق خویش اطلاع حاصل نموده اند، آنها می دانند که حق شان بر خانواده، دولت و اجتماع چیست و میدانند که حقوق اجتماع، شوهر و خانواده بر این ها چیست و اگر به شکل مسلکی از این حق و حقوق آگاهی نداشته باشند اما به شکل غیرمسلکی از آن مطلعند.
سهم گیری زنان در ادارات چگونه است آیا در ولایت خوست زنان در ادارات دولتی یا خصوصی هستند ویا خیر؟
زنان در مؤسسات مختلف حضور دارند، در مجموع حدود هزار زن در موسسات خصوصی، معارف و صحت عامه کار می کنند؛ در معارف به حیث معلم و در صفوف نیروهای امنیتی به عنوان پولیس حضور دارند اما در ریاست امور زنان ولایت خوست تنها یک زن در رأس قرار داشته و بقیه مأمورین این ریاست را مردان تشکیل می دهند.
در پست جندر این ولایت یک خانم در رأس قرار گرفته است؛ مشکلاتی نظیر کم بودن معاشات، مختلط بودن محیط کاری برای زنان و مردان وجود دارد و به همین دلیل زنان نمی خواهند در بست های پایین در ادارات دولتی کار کنند، اما در موسسات خصوصی چون معاشات بلندتر است خانم ها مشغول کار می شوند.
نحوه برخورد زنان ولایت خوست با زنانی که از آنسوی مرز وارد مرز افغانستان می شوند، چگونه است؟
به صورت مجموعی تفاوتی میان زنان این طرف مرز و آن طرف مرز وجود ندارد، هر کدام که سواد و آگاهی نداشت توقع و طرز فکر طالبانی دارد و برای کسانی که باسواد هستند باز هم تفاوتی نمی کند که این طرف مرز باشند و یا هم طرف دیگر آن؛ در هر صورت آنها تنها متوجه ترقی و پیشرفت خودشان هستند
و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارند مسأله ترقی و پیشرفت است و خواست آنها داشتن یک نظام دموکراتیک و دولت همه شمول در کشور است، در حقیقت زنان خوست با زنان پاکستانی آن سوی مرز در ارتباط نیستند و تا هنوز میان زنان دوطرف سرحد هیچ معامله صورت نگرفته و هیچ نوع پروگرامی از طرف ریاست قبایل و نه هم از طرف شورای ولایتی و یا کدام نهاد دیگر برنامه یا معامله ای انجام شده است.
عمده ترین خواست های زنان خوست چیست؟ شما منحیث وکیل شورای ولایتی خوست برای زنان در ولایت خوست چی کارها و فعالیت هایی داشتید؟ .
زنان خوست خواهان برنامه هایی هستند که برایشان رشد اقتصادی و آگاهی از حق و حقوق شان را به بار بیاورد آنان نیاز به برنامه های تعلیمی و حرفوی دارند و عمده ترین خواست آنها اینست که برنامه های فرهنگی ای شکل بگیرد که فرهنگ های جدید و قانونی را در جامعه مروج کنند. من همیشه در کنفرانس ها و برنامه های که سران و بزرگان کشور حضور داشته اند، صدا و مشکلات زنان خوست را رسانده ام و بیان کردم که زنان در ولایت خوست مشکلاتی را در عرصه های مختلفی چون تعلیم و تربیه، اقتصاد و حقوق دارند و باید برای آنها پروگرام گرفته شود اما با وجود تصریح به انسجام شورای ولایتی هیچ یک از نهادهای مربوط پروگرام خاصی را در نظر نگرفته اند. پیشنهادات ما به ارگان های محل و ریاست جمهوری فرستاده می شود، اما کسی کار نمی کند. با وجود این همه نارسایی ها، توانستیم که با داد خواهی ها و پیشنهادات خود در بخش صحت زنان برای حل مشکلات صحی، کلینیک ها ایجاد شود و در بعضی مناطق مکاتب و کورس های سواد آموزی را ایجاد کنیم، در مناطقی که به تیم های واکسن اجازه تطبیق واکسن ها داده نمی شد موضوع را از طریق بزرگان منطقه موضوع را حل و فصل می کردیم و همیشه در تلاش بوده ایم تا مشکلات زنان را از مرکز و قریه جات دوردست جمع آوری کرده و به طور شفاهی و یا کتبی به مرکز برسانیم.
مصاحبه کننده: نیلوفر بارکزی

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا