مصاحبه

فاصله میان سطح سواد زنان و مردان 5 فیصدکاهش یافته است

مصاحبه با دکتر سردار رحیمی معین وزارت معارف

معینیت سوادآموزی یکی از معینیت های وزارت معارف است که در راستای گسترش سواد حیاتی در کشور فعالیت دارد برای مدت پنج سال این معینیت توسط دکتر سردار محمد رحیمی یکی از چهره های تحصیل کرده و با تجربه کشور اداره شد در این مصاحبه در مورد کورس ها و برنامه های این معینیت برای گسترش سطح سواد برای بزرگسالان در کشور مورد پرس و جو قرار گرفته است.
• کورس های سوادآموزی معینیت سوادآموزی در چند ولایت فعال هستند و چه تعداد افراد جذب این کورس ها شده اند؟
چند نوع کورس های سوادآموزی وجود دارد؛ کورس های سوادآموزی دولتی که در تمام ولایات و ولسوالی های کشور فعال بوده اند به جز مناطق ناامن و یا غیرتحت کنترل، کورس های سودآموزی غیردولتی که از طرف نهادها و موسسات بین المللی مورد حمایت قرار می گیرند.
در ولایات آمریت های سوادآموزی و در هر ولسوالی مدیریت های سوادآموزی وجود دارند و معلمین به شکل رسمی در این نهادها مشغول به کار هستند. هر چند که تعداد این کورس ها محدود است اما در اکثر ولایات، ولسوالی ها و قریه جات کشور وجود داشته و فعال هستند. در نظر بگیرید اگر در هر ولسوالی ۶ معلم باشد و هر معلم دو صنف را پیش ببرد در یک سال می توان ۱۲ کورس در یک ولسوالی داشت و اگر هر ولسوالی صد یا بیشتر از چندصد قریه داشته باشد رسیدگی معلمین به این ولسوالی ها به مشکلات روبرو خواهدشد؛ اما در کنار کورسهای دولتی سوادآموزی، کورس های سوادآموزی از طریق موسسات بین المللی مثل یونسکو و کمک کننده هایی مثل جاپان و کوریا نیز وجود دارند که از طریق آنها ولسوالی های محروم و دوردست به صورت مقطعی تحت پوشش قرار گرفته و سطح سواد ارتقا پیدا نموده است. هم چنین کورس هایی را داریم که به شکل رضاکارانه شکل گرفته و یا از طریق موسسات دولتی دیگر در ولایات فعالیت می کنند که با ما تفاهم نامه دارند اما فعالیت آنها نیز به صورت محدود و تنها در برخی از ولسوالی ها است.
در مجموع سالانه بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار نفر را تحت پوشش کورس های سوادآموزی قرار می گیرند؛ ممکن در بهترین حالت ۱۰۰ هزار نفر با سواد شود، یعنی یک فیصد تغییر در سطح سواد که با توجه به نرخ سواد در کشور ما کماکان پایین است سطح سواد در کشور حدود ۴۳ فیصد بر اساس آمار یونسکو و آمار دولت ۳۷ فیصد است. زمان طولانی نیاز است تا بتوان نرخ سواد را به حد مطلوب رساند و برای این کار نیز نیاز است تا برنامه را توسعه داده و میزان منابع را افزایش داده و فرهنگ های رضاکارانه و بسیج برای سواد را ترویج نماییم.
• آیا هنوز هم ولسوالی ها و یا مناطقی وجود دارد که در آن کورس های سوادآموزی وجود نداشته باشد و یا مردم به آن دسترسی نداشته باشد؟
ما معلمین رسمی را داریم و انتظار ما اینست که کورس سوادآموزی نیز وجود داشته باشد. بعضی ولسوالی ها در طول ۲۰ سال ناامن بودند و یا هم بخش هایی از این مناطق در طول بیست سال به طور دوره های ناامن بوده و برنامه ها نتوانسته اند در آن مناطق عملی شوند و یا به کامیابی برسند، مشکلات دیگری هم وجود داشت که کورس هایی که در مرکز ولسوالی برگذار می شدند در اول به شکل رسمی و درست بود اما بعد از آن حالت نمایشی به خود می گرفت و عملا موفقیت نداشت چون معلمان رسمی نمی توانستند به قریه جات دورتر بروند و کورس ها را در مناطق نزدیک به خودشان دایر می کردند. زمانی که به معینیت سوادآموزی آمدم مشکلات بسیار زیاد بود و حالا نیز مشکلاتی وجود دارد ما پیشنهادهایی برای تغییر ساختار در برنامه سوادآموزی داشتیم چرا که ماهیت این برنامه متحرک و نیمه رسمی است اما ساختار رسمی برای آن طراحی شده و این از موثریت و موفقیت برنامه می کاهد، باعث می شود تا منابع به درستی مصرف نشود و تا این ساختار تغییر نکند و مطابق به آن ماهیت برنامه سوادآموزی شکل نگیرد مشکلات هم چنان وجود خواهند داشت.
• چه تعداد از معلمین که در کورس های سواد آموزی وجود داشتند و چه تعداد این ها خانم بودند؟
برنامه سوادآموزی دو بخش دارد؛ بخش دولتی مثل آن چیزی که در معارف می بینیم ۳۰ فیصد از معلمان خانم ها بودند و در بخش پروژه ها و موسسات غیردولتی که بیشتر در اختیار خود ما بوده تعهد که داشتیم حدودا بین ۶۰- ۷۰ فیصد کورس ها توسط خانم ها پیش برده می شدند، به دلیل این که دست ما بازتر بوده و می توانستیم معلم زن استخدام کنیم اما معلمین رسمی از طریق پروسه ای آمده بودند اکثریت شان مرد بودند و طبیعتا کورس های دولتی ما اکثرا مرد ها بودند و موثریت کمتری داشتند.
• در ساختار خود معینیت سوادآموزی چه تعداد خانم ها وجود داشتند کدام بست ها برای شان داده می شد اجرایی بود پالیسی ساز؟
از سال ۹۵ به این سو در معینیت سوادآموزی حضور و سهم زنان پر رنگ تر شد دو ریاست در معینیت سوادآموزی وجود داشت که هر دو رئیس خانم بودند و دو خانم هم در بخش آمریت مشغول به ادای وظیفه بودند و در رهبری سوادآموزی نقش پررنگ و برجسته را زنان داشتند و این معینیت الگویی برای دیگر معینیت ها و حتی در خود وزارت معارف و نهادهای دیگر بود. ما توانستیم با حمایت از زنان آنها را ارتقا دهیم و نقش آنها را در رهبری پررنگ تر شود و طبیعتا که پالیسی ها و برنامه ریزی ها و حمایت هایی که در پروژه های غیردولتی صورت می گرفت ما را در این امر یاری می کرد تا بتوانیم حضور پر رنگ تر زنان را داشته باشیم اما در مرکز و بخش دولتی طبیعتا به دلیل اینکه اول باید معلمین قبلی متقاعد شوند تا معلمین جدید استخدام شوند مدت زمانی نیاز است تا این تغییرات به وجود بیاید.
• در مورد تشکیلات معینیت سوادآموزی در سطح ولایات افغانستان برای ما معلومات بدهید؟
اگر بدون شهر کابل حساب کنیم در ۳۴ ولایت آمریت سواد آموزی وجود دارد، البته در تشکیل جدید تغییرات آمده چون سوادامپزی بعنوان یک ریاست زیر مجموعه معینیت تحت عنوان تعلیم و تربیه به وجود آمده و ممکن است آمریت ها تبدیل به کارشناس شوند و در هر ولسوالی ما مدیریت سواد آموزی داشتیم که قریه ها را تحت پوشش قرار میدادند ولی تعداد معلمین ما کم بود یعنی شش معلم نمی توانستند برای یک ولسوالی کفایت کنند به همین دلیل هر سال یک تعداد محدودی از شهروندان تحت پوشش قرار می گرفتند.
• برای معلمین که کورس های سوادآموزی را پیش می برند آیا بورس های تحصیلی و برنامه های ارتقای ظرفیت وجود دارد؟
بسیار محدود! به دلیل اینکه حجم بورس ها کم بوده و بیشتر به تعلیمات عمومی و برنامه های دیگر اختصاص پیدا می کرد کمتر روی معلمین سوادآموزی سرمایه گذاری شده است. اساسا ما چیزی به نام معلم سوادآموزی نداریم چون اساسا در افغانستان دانشگاه یا دانشکده ای برای تربیت معلمین سوادآموزی وجود ندارد و به همین دلیل هم بیشتر معلمانی که از تعلیمات عمومی و یا از بخش های دیگر استخدام شده اند برنامه های کوتاه مدت دو هفته ای ضمن خدمت و یا پیش از خدمت داشتند تا آمادگی تدریس سوادآموزی را پیدا نمایند.
یکی از نقاط ضعف و یا کمبودی هایی که در عرصه سوادآموزی با آن مواجه بودیم نداشتن معلمان متخصص سوادآموزی بود ما تنها معلمانی را در اختیار داشتیم که به صورت پراکنده در کورس ها و یا ورکشاپ ها این تعلیمات را دیده باشند.
• از نگاه ارتقای شغلی وضعیت معلمان سوادآموزی در چه حالتی قرار دارد؟ آیا برایشان ارتقا در سطح شغلی وجود دارد؟
در بخش رسمی بلی! طبیعتا معلمین رسمی تابع همان قواعد و مقررات عمومی هستند؛ آنها در بدل کارکردی که دارند، سالانه ارتقا می گیرند، قدم می گیرند، در واقع بعد از پنج قدم، بست شان ارتقا پیدا می کند. این ارتقا از قبل بوده و هنوز وجود دارد، اما در سیستم غیر رسمی به نظر من سرمایه گذاری عمده هم باید در همین قسمت باشد. دیدگاه ما این بود که معلمین سواد آموزی از معلمین رسمی تبدیل به معلمین قراردادی شوند تا برنامه متحرک و فعال شود، پویا شود تا بتوان که در ولسوالی ها و مناطق که میزان بی سوادی بیشتر است سرمایه گذاری بیشتر نمود.
• در معینیت سواد آموزی چند پروژه برای تعلیم و تربیه ای زنان جذب شده و در مورد دستاوردهای عملی آن توضیحات بدهید؟
در پنج سال گذشته تمرکز ما روی سوادآموزی زنان بوده و استراتیژی ما این بوده که هر کورس که برگذار می شود یا سالانه هر برنامه را که طراحی می کنیم ۶۰ فیصد آن به سواد آموزی زنان اختصاص پیدا کند و این ۶۰ فیصد؛ شامل۶۰ فیصد جذب سوادآموز زن،۶۰ فیصد جذب معلم زن در ظرفیت های که مناسب به آن می شد. به همین دلیل هم در هماهنگی با وزارت امور زنان و دونرهایی که با ما در این راستا همکار بودند ما در پروژه های غیردولتی به این شاخص رسیدیم اما در پروژه های دولتی دست ما محدود بود.
در پروژه های غیردولتی مثل پروژه ای ال ای از طرف یونسکو و بعدها بیساف به کمک کشورهایی مثل سوئد و جاپان و کوریا حمایت می شد، از یک میلیون سوادآموز که تحت پوشش داشتیم حدود ۶ یا ۷ لک آن را خانم ها تشکیل میداد یعنی بالاتر از ۶۰ فیصد و یا هفتاد فیصد خانم ها در آن شامل بودند، این موارد کمک کرد که نرخ سواد در طول کمتر از پنج، شش سال گذشته سرعت و گسترش بیشتر داشته باشد. براساس آمار و ارقام که یونسکو در نوامبر ۲۰۱۹ اعلام شد نرخ سواد به ۴۳ فیصد رسیده و بر اساس آمار دولتی تقریبا ۳۷ فیصد این موفقیت که نسبی است در بخش سوادآموزی بوده است. این برنامه ها کمک کرد تا فاصله سواد بین زن و مرد که قبلا حدود ۲۰ فیصد بود در دورانی که در معینیت بودم به ۱۵ فیصد رسید یعنی ۵ فیصد رشد در سطح سواد زنان به میان آمد.
• استقبال مردم از ایجاد کورس ها در سطح ولایات و ولسوالی ها چگونه بود؟ آیا محدودیتی برای اشتراک زنان وجود داشت یا خیر؟
در ولایت های مرکزی و شهرها استقبال مردم خوب بود، مشارکت گسترده وجود داشت تشویق خانواده ها وجود داشت. در ولایت های مثل خوست زنان علاقه مند اشتراک بودند اما مردان می گفتند که زنان علاقه مند به اشتراک در کورس ها نیستند و این نشان دهنده نگاه مردانه عامل عدم مشارکت زنان در کورس های سوادآموزی می شود. تغییر ساختار فرهنگی یا دیدگاه جامعه سنتی می تواند کمک زیادی به حضور گسترده زنان در برنامه سوادآموزی داشته باشد.
• در قسمت تطبیق پروژه های سوادآموزی زنان چه چالش های پیش روی شما بود؟
چالش هایی که در برخی از خانواده ها وجود دارد مانند عدم رغبت مردان و تصمیم گیرندگان خانواده به اشتراک زنان در برنامه ها یکی از بزرگترین چالش هایی بود که فراروی ما وجود داشت؛ در برخی از ولایت ها هم آگاهی عامه کمتر بود، در بخشی از ولایت ها منابع اندکی در اختیار ما بود و این باعث می شد که زنان نتوانند در برنامه ها اشتراک نمایند. یعنی در برخی مناطق تقاضاها وجود داشت ولی به دلیل نبود امکانات و منابع نمی توانستیم برایشان کورس ها را دایر نماییم، ولایت هایی هم وجود داشت که اصلا تقاضا وجود نداشت ولی منابع برای آن اختصاص داد شده بود یعنی عدم توازن وجود داشت.
یعنی عدم توازن ساختار به طراحی برنامه برمی گشت که نیازمند اصلاح بود. با وجود همه این شرایط وضع سوادآموزی زنان در افغانستان نقطه امید است چرا که علاقه مندی زنان برای اشتراک در کورس ها زیاد است. مردان به دلیل اینکه درگیر مسایل کاری و شغلی هستند رغبت زیادی به اشتراک نشان نمی دهند اما خانم ها به شرط حل مسایل فرهنگی و سنتی حاکم بر منطقه و آگاهی عامه می توانند همقدم با میل و رغبت شان به ادامه کورس ها و برنامه های سوادآموزی بپردازند. به لحاظ جامعه شناختی هم سوادآموزی برای زنان تأثیرگذاری بیشتری دارد چرا که زن رکن تربیتی خانواده است اگر زن باسواد باشد این مسأله روی تربیت و بهبود کیفیت تعلیمی فرزندان تأثیر می گذارد و این دو مسأله با هم روی بهبود کیفیت نظام خانواده چه از لحاظ روان شناختی و چه اجتماعی تأثیرات مثبتی را دارد.
• در جلساتی که بین اساتید کورس های سوادآموزی و معینیت سوادآموزی برگذار می شد عمده ترین مشکلات آنها در راستای سوادآموزی چه بود؟
مشکل معلمان رسمی ما این بود که نمی توانستند از یک ناحیه به ناحیه دیگر بروند و در رابطه با سوادآموزان با اینکه سفریه برایشان در نظر گرفته می شد ولی دلایلی مانند مشکلات امنیتی و دوری از خانواده ها مانع از اشتراک آنان در جلسات می شد. دوم اینکه به دلیل مشکلات دیگری که گریبان گیر زنان بود امکان اشتراک آنان در تریننگ ها کمتر می شد و سوم هم در گردآوری و جمع آوری زنان برای کورس های سوادآموزی اغلب دچار مشکل می شدند چون برای دایر نمودن برنامه ها جای مشخصی مثل مکتب یا صنفی مشخص وجود نداشت و می بایست در خانه ها برگذار می شد گاهی اوقات همین تهیه نمودن جای مناسب برای پیشبرد برنامه ها چالش اصلی برای زنان به حساب می آمد.
• در بین اساتید سوادآموزی کسی از مشکلاتی که مردم محل برایش ایجاد کرده بوند شکایت داشت و یا خواهان تبدیلی خود به جای دیگری شده بود؟
در برنامه سوادآموزی این مشکل وجود نداشت اما این مسأله بوده که گاهی اوقات معلمان رسمی بخاطر اینکه نتوانستند شاگرد جمع آوری کنند، کورس های تکراری داشته و یا اینکه به دلیل موثر نبودن برنامه مجبور به تبدیل موقعیت از جایی به جای دیگر شده باشند.
• به نظر شما وزارت معارف در رابطه با رسیدگی به مشکلات معلمین زن در قسمت سواد آموزی زنان، اراده و مدیریت قوی دارد؟
مشکل ما در سطح کلان این است که معاش معلمین پایین است، رسیدگی به مشکلات معلمین از لحاظ ظرفیت های آموزشی پایین است و این یک مشکل عام است. زنان در دسترسی به امکانات و شرایط آسیب پذیرتر هستند. همکاران بین المللی همیشه فشار و تأکید بر این داشتند که اراده خاص در رابطه با استخدام فوق العاده زنان در ادارات و سطح تعلیم دختران و زنان دارد اما به دلیلی که سطح سواد زنان پایین است این امتیاز دادن به زنان در استخدام نشان دهنده اراده به رسیدگی به مشکلات زنان و سهم گیری آنان در معارف کشور است هر چند گاهی اوقات مسایل فرهنگی یا عدم آگاهی باعث می شود تا از این حق به درستی استفاده نشود و یا سواستفاده از آن صورت بگیرد.
• آیا سواستفاده و یا عدم استفاده درست در بخش تطبیق پروژه ها وجود داشته است؟
این فرهنگ بد در تطبیق وجود دارد که برنامه درست تطبیق نمیشود بطور مثال در مورد آموزش دختران و زنان در بسیاری مناطق واقعا همین خانم ها و یا دخترانی که در مناطقی مختلف هستند و مطابق پلان باید به حیث معلم یا به حیث سواد آموز یا به حیث شاگرد جذب شوند در عمل چنین اتفاقی نمی‌افتاد و در واقع منابع حیف و میل می شود.
• اگر از نگاه فیصدی بخواهیم در نظر بگیریم همین فرهنگ اشتباه چند فیصد می تواند ممانعت ایجاد کند؟
ما یک کشور درحال جنگ هستیم و این وضعیت طبیعی است؛ ما نمی توانیم روی این فرهنگ منحیث یک فاکتور خاص صحبت کنیم و بعد بگوییم که فرهنگ غلط اجتماعی باعث شده که زنان به تعلیم دسترسی پیدا نکنند. بلکه موضوع اینست که در شرایط جنگی این موارد پیش می آید، سوء استفاده از امکانات یا عدم استفاده موثر از امکانات و یا عدم تطبیق درست پروگرام صورت بگیرد، چون شرایط اضطرار است اما اگر وضعیت امنیتی افغانستان برقرار باشد ما در مسیر نادرستی روان نیستیم، مسیر درست است اما شرایط نا امنی و بی ثباتی باعث می شود که گاهی اوقات ما نتوانیم به درستی تطبیق و نظارت کنیم.
• در قسمت تطبیق پروژه ها آیا مواردی بوده که توجه بیشتر به یک ولایت صورت گیرد و روی یک ولایت دیگر کمتر توجه شود یا توازن وجود داشته است؟
وقتی توازن گفته می شود توازن فورمول واضح ندارد؛ اگر فورمول هم دارد گاهی تطبیق همان فورمول باعث می شود که در سایر از ولایت ها عدم توازن به وجود بیاید بخاطر این که افغانستان کشوری است که از لحاظ جغرافیایی بسیار پراگنده است، کوهستانی و ناهموار است، دسترسی به بعضی مناطق محدود است و این باعث می شود که بسیاری از فورمول های که شما پیش بینی می کنید عملا به جای کمک به توازن و برقراری عدالت باعث عدم توازن در برخی ولایت های دیگر شود. گاهی اوقات مسایل قومی و فرهنگی و گاهی اوقات مداخله های بیرونی و گاهی اوقات وکلای ولایات به نحوی تاثیرات خود را داشته اند تا به بعضی مناطق توجه بیشتر صورت گیرد و در مناطقی که وکلایشان کمتر فعال و یا کم نفوذتر بوده اند امکانات کمتر فراهم شده و این مسأله از طرف وزارت نبوده بلکه شرایطی بوده که به دلیل شرایط سیاسی و امنیتی و یا هم مداخلات بیرونی همیشه در معارف باعث شده تا سیاست اولویت داشته باشد به همین دلیل گاها برنامه ها به سمتی پیش رفته که به جای رعایت منطق علمی و تعلیمی، موقعیت سیاسی آن بیشتر مورد نظر قرار گرفته شده است.
• تفاوت عمده بین پروژه های دولتی و پروژه های خارجی که در بخش تطبیق آنها وجود دارد، چیست؟
در واقع دو نوع بودجه داشتیم؛ یک بودجه دولتی است و دیگری بودجه انکشافی، در بودجه دولتی، مدیریت پروژه ها مقداری موثرتر بوده به دلیل این که نگاه رسمی وجود دارد اما در پروژه های غیر رسمی که از طرف موسسات و نهادها صورت می گیرد، متاسفانه فساد و محدویت ها و موانع بیشتر است اما همیشه برعکس تصور می شود. افکار عمومی بر این باور است که در پروژه های دولتی مشکلات فراوان دارد اما چون این پروژه ها به نام افغانستان محاسبه می شود دقت در آن بیشتر است. من فکر میکنم که اگر این پروژه ها از طریق دولت انجام شود موثریت آن بیشتر است تا این که از طریق موسسات و انجوها تطبیق شود؛ چون در موسسات که نرخ شان دو برابر شاگرد دولتی است ولی میزان موثریت آن به همان اندازه برنامه های دولتی است.
• آیا تبعیض جنسیتی در ساختارهای وزارت معارف وجود دارد؟
اتفاقا افغانستان یکی از کشورهای است که کمترین مشکل در این قسمت را دارد؛ راه یابی زنان در سطوح عالی مدیریتی تعلیمی یک فرایند است که آرام آرام طی شده است ولی متاسفانه در بیست سال گذشته در مناصب های بزرگی که مربوط به زنان بوده گاهی زنان بسیار ضعیفی حضور پیدا کردند با اینکه ظرفیت های خوبی از زنان در جامعه وجود داشته اند اما در سطوح پایین باقی ماندند و فرصت رشد برایشان داده نشد. اما اگر از لحاظ منطقه حساب کنیم تمام کشورهای منطقه مثل ایران، عربستان و آسیای میانه زنان در افغانستان نقش موثر و قوی تر داشته اند و توانسته اند استفاده خوبی از شرایط داشته باشند. اگر به بیست سال پیش نگاه کنیم ما حالا صدها زن تحصیل کرده و فعال را داریم که از لحاظ ذهنی، فکری بسیار توانمند هستند و صحبت از محدود کردن زنان نیست اما جذب این زنان در جامعه سنتی آسان نیست و برای جامعه سنتی خوشایند نیست خصوصا در شرایطی که ما با مشکل کمبود مشاغل و یا محدود بودن امکانات روبرو هستیم، مردان این گونه تصور می کنند که فرصت دهی به زنان فرصت ها را از آنها می گیرد و به این ترتیب نگاه منفی به زنان و فرصت دهی به زنان پیدا میکنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا