مقاله روان شناسی

درونگرایی و بیرون گرایی در رفتارهای اجتماعی

همواره به دلیل نوع شخصتیم مورد سرزنش و نکوهش اطرافیانم قرار می گیرم و با گفتن آدم گوشه گیر و غیر اجتماعی تلاش می کنند آزرده خاطرم کنند و وادارم کنند که برای بیرون رفت از درونگرایی با خودم مبارزه کنم.

درونگرایی ویا بیرونگرایی دو خصوصیت یا دو شخصیت بارز است که میتوان گفت اکثریت مردم جهان به دو گروه یا دو نوع شخصیت تقسیم شده اند یکی درونگرا و دیگری هم بیرون گرایان هستند. درونگرایی آن بخشی از شخصیت و یا نوعی از شخصیت است که در آن فرد تمایل به پنهان کردن، منحصر کردن، کنترول کردن آنچه که در زندگی اش است را تلاش می کنند. شخص درونگرا روابط، اهداف، آرزو ها، خوشی ها، فعالیت ها، خواسته ها و تمایلات خود را کنترول کرده و بروز نمیدهد. درونگرایی یا کسانی که درونگرا هستند بیشتر و در بسیاری از موارد خود را در جمع نا امن احساس می کنند یعنی اضطراب، احساس نا امنی و نا راحتی این افراد زمانی است که در جمع دوسه نفر و یا گروه زیادی از افراد در یک جمعیت، قرار می گیرند. این افراد معمولاً اعتماد به نفس پایین، اختلال وحشت زده گی دارند و معمولاً مشکلات اجتماعی میداشته باشند. درونگرایان از سوی افرادی که شخصیت بیرونگرا دارند گاهی مورد اذیت قرار می گیرند، چنان که فرشته یکی از دختر خانم های که دارای شخصیت درونگرا است تعریف می کند« همواره به دلیل نوع شخصتیم مورد سرزنش و نکوهش اطرافیانم قرار می گیرم و با گفتن آدم گوشه گیر و غیر اجتماعی تلاش می کنند آزرده خاطرم کنند و وادارم کنند که برای بیرون رفت از درونگرایی با خودم مبارزه کنم. و با بردن من در اجتماعات، محافل و مهمانی های دسته جمعی کوشش دارد که من را از حالت منزوی بودن خارج کنند و به گمان شان این بهترین شیوه است و به این باور هستند که درونگرایی تنها خصلت های منفی چون، منزوی بودن، پنهان کردن تمایلات، خواسته ها و اهداف را با خود دارد».
اما داکتران روان شناس می گویند درونگرایی و بیرون گرایی دو نوع شخصیتی است که مزایا و معایب خود را دارد و افراد که دارای این چنین شخصیت های هستند تلاش بر این داشته باشند که خود شان را همین گونه که هستند بپذیرند و هیچ تلاش و مبارزه ای برای تغییر در شخصیت خود نکنند چنانچه شرف الدین عظیمی استاد دانشگاه و روان شناس می گوید:« اگر فردی برای این که از حالت درونگرایی بیرون بیاید مبارزه کند، ناگزیر است که کار های را که خلاف شخصیت، خلاف تمایلات دورنی و در ضمیر ناخودآگاه، ذهن و فکر شان است عمل کنند که این کار سبب بیماری در فرد می شود».
روان شناسان به این باورهستند که نباید برای تغییر در شخصیت فعلی خود بجنگیم و می گویند:« ما اگر درونگرا باشیم و یا هم بیرون گرا باشیم این را باید بپذیریم دقیقا مثل این که ما جنسیت خود را می پذیریم به نظر من شخصیت درونگرا و بیرونگرا دقیقا اگر به اندازه جنسیت نباشد کمتر از جنسیت هم نیست این را باید قبول کرده و در مطابقت به آن پیش برویم».
این استاد روان شناس می گوید:« نیاز نیست که به دلیل این که درونگرا ها گوشه گیر و منزوی می باشند به این بپردازند که باید بیرونگرا شوند و یا در قبال شخصیت خود مشکل داشته باشند، بلکه افراد درونگرا باید همین شخصیت خود را قبول کنند و از مزایایی آن استفاده کرده و آنچه که در درون این شخصیت است را پرورش بدهند». و به این باور هستند که گاهی اوقات بعضی از فرصت ها و شغل ها و یا بعضی از رشته ها می تواند شخصیت افراد را بعد از ده یا پانزده سال تغییر بدهد.
استاد شرف الدین عظیمی کم بودن ارتباطات، موفقیت ها، روابط، لذت نبردن از تفریح ها را از معایب شخصیت درونگرایی خوانده و مزایایی آن را این چنین می گوید:« مزایایی شخصیت های درونگرا این است که بیشتر از هفتاد فیصد این افراد نویسنده، نو آور، مبتکر، خلاق، مخترع، کاشف و تحلیل گران قوی هستند». مشوره روان شناسان به کسانی که از از ویژه گی های شخصیتی خود ویا از درونگرایی یا بیرون گرایی خود راضی نیستند این است که شخصیت انسان با سپری شدن طول عمر تغییر می یابد طوری که شرف الدین عظیمی مثالی را ارایه می کند:«من به عنوان یک شخصیتی که بیشتر دارای خصوصیات درونگرایی هستم، حالا اگر به عنوان یک پروفیسور، روان شناس، محقق، و یا استاد دانشگاه مطرح می شوم آرام آرام میروم به طرف درونگرایی (کنج کتاب خانه، دقت، موشگافی، وسواس و زر زری بودن) متوصل می شوم و اگر تا ده سال دیگر نیز در این مسلک بمانم تبدیل می شوم به انسان منزوی بسیار دقیق، تحلیلگر قوی، و متخصص خوب اما از مزایایی تفریح، خوشی، رقص، لذت بردن از محافل و دوستان و اجتماع به دور میمانم».

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا