زیر پوست شهر

98 در صد زنان خبرنگار در بلخ وظایف خود را از دست داده و اکثریت بصورت پنهانی زندگی میکنند.

بعد سقوط حکومت پیشین و امدن طالبان درب های رسانه های افغانستان به روی زنان بسته شد و دیگر هیچ زنی حق نداشت تا فعالیت رسانه ایی داشته باشد در سومین روز سقوط که هفدهم اگست 2020 بود به … کارمند رادیو تلویزیون ملی کابل اجازه ورود داده نشد و همینگونه در تمامی ولایات به هیچ زنی اجازه داده نشد تا به کار و فعالیت شان در رسانه ها ادامه بدهند.

با این حال خبرنگاران همه به فکر راه نجات شدند و تعدادی کشور را به قصد مهاجرت ترک کردند و تعدادی هم در گوشه و کنار بصورت مخفیانه زندگی میکنند و ارزگاهی تغییر موقعیت میدهند تا طالبان گیر شان نکنند.

با این همه، بربنیاد آمار نهادهای دفاع از رسانه‌های آزاد افغانستان می‌گوید٬ از زمان ورود طالبان به کابل، فعالیت ۱۵۳ رسانه در ۲۰ ولایت کشور متوقف شده‌ و در بسیاری از رسانه‌ها برای خانم‌ها هم اجازه فعالیت داده نمی‌شود که این تنها با آغاز ورود طالبان بود و با گذشت هر روز به این رقم و این قیودات افزوده میشود.

سمیرا (نام مستعار) یکی از خبرنگاران بلخ که فعلا بصورت پنهانی زندگی میکند میگوید زندگی واقعا برایش دشوار شده است و چالش های زندگی, مشکلات امنیتی, مشکلات اقتصادی, مشکلات روحی و روانی و ترس از مرگ وی را افسرده ساخته است و دیگر امیدی برای زندگی ندارد.

او می افزاید: “بیشتر از شش ماه میشود که ما در خانه بسر میبریم وظایف خود را از دست دادیم در ضمن از همه حقوق انسانی و طبیعی خود ما محروم شدیم امروز ما بر علاوه که کار خود را از دست دادیم ضربه شدید اقتصادی وارد شد برای ما که ما میتوانستیم قبلا کار کنیم و از زحمت و تلاش خود بتوانیم مصارف خود را پوره کنیم اما امروز این حق از ما گرفته شده ما بیکار شدیم در ضمن فعالیت که در اجتماع داشتیم میتوانستیم مصروف باشیم آنرا هم از دست دادیم و یک ضربه شدید روحی هم برای ما وارد شده بخاطر بیکاری بودن در خانه که این برای ما خیلی گران تمام میشود و در ضمن ما امروز نه تنها این که حق کار کردن را فعلا در رسانه نداریم ما حق بیرون برآمدن به گونه آزاد را هم از خانه نداریم یعنی آزادی ما هم سلب شده و انتخاب لباس از ما سلب شده ما نمیتوانیم به دل خود لباس بپوشیم یا هم نوع پوشش خود را انتخاب کنیم باید از خانخ کخ بیرون میشویم یا چادری داشته باشیم یا هم حجاب به رنگ سیاه باید باشد که اینها همه اش نه تنها اینکه اینها میخواهند جایگاه زن را نشان بدهند در یک جامعه اسلامی نه تنها این مورد است بلکه هنوز به این عقیده هستند که یعنی زنان هیچ حق از خود ندارند هر آنچه که دولت ویا امارت اسلامی میگویند باید اینها آنرا بپذیرند حالانکه امروز زنان بیست سال قبل ما نیستیم ما تحصیل کردیم کار کردیم و تجربه بیشتر از یک دهه کار و فراگیری دانش و تحصیل را داریم چرا امروز ما آزاد نیستیم و به ذوق و سلیقه خود نمیتوانیم که برویم بیرون از خانه و کار کنیم و تحصیل کنیم تمام این حقوق از ما گرفته شده که امیدوار هستم توجه جدی صورت بگیرد از طرف جامعه ملل و بتوانند همین مشکلات که ما زنان امروز در افغانستان با آن مواجه هستیم یک راه بیرون رفت برای این پیدا شود چون فضا و شرایط برای ما خیلی قید شده و زندگی کردن هم خیلی دشوار شده.”

 

در همین حال حریر (نام مستعار) یکی دیگر از خبرنگارن بلخ میگوید از روز آمدن طالبان تاکنون هشت بار تغییر موقعیت داده و از یک ولایت به ولایت دیگر رفته است تا بتواند زنده بماند ولی یک ماه نمگذرد که طالبان موقعیت او را پیدا میکنند و باز هم مجبور میشود جای دیگری برای خود پیدا کند.

او میگوید تازه چند روز از زندگی مشترک او گذشته بود و تمام زندگی و خانه ای که او و همسرش برای خود ساخته بودند رها کردند و خانه بدوش و آواره برای زنده ماندن تلاش میکنند اما نمیداند تا چی مدت میتواند موفق شود و خود را نجات بدهد

او سختی های را که کشیده چنین بیان میکند: “من زندگی که با تمام خون دل ساخته بودم و آرزو داشتم با همسرم زندگی رویایی خود را آنجا سپری کنم ولی نتوانستم حتا یک ماه هم آنجا زندگی کنم و خانه بدوش و آواره شدم در نبود من طالبان پشت درب خانه امرفته اند و از اطرافیان و همسایه هایم در مورد من پرس و جو کرده اند خانه ام را تلاشی کردند برایم خیلی سخت است وقت میبینم همسرم بخاطر من وظیفه و زندگی خود را ترک کرده و با من هر لحظه در فرار است در این هفت ماه هرچی داشتم را فروختم و مصرف نقل مکان و خوراک ما کردیم اما دیگر فکر میکنم به آخر رسیدم چون دیگر نه پولی دارم و نه هم زر و زیوری همسرم هم که بخاطر من از وظیفه اش اخراج شد حالا حیران و نگران مانده ام که چی کار کنم و به کدام درب بروم.”

در همین حال بهار (نام مستعار) یکی دیگر از خبرنگاران زن در بلخ حکایت بی سرنوشت شدن خود را چنین میکند: “من که قبلا در رسانه کار میکردم همچنان در کنار کارهای  رسانه ای کار هار اجتماعی و فرهنگی نیز انجام میدادم که زندگی پرتحریک وخیلی عالی داشتم ولی بعد از سقوط دولت و آمدن امارت و دستاورد هایم به کلی نابود شد و نه فعالیت رسانه ای داریم  نه میتوانیم در جامعه فعالیت نمایم که این حالت خود بر روح و روانم صدمه وارد نموده همچنان مشکلات اقتصتادی را نیز برایم بوجود آورده ولی باهم تلاش کردم تا بتوانم یک کار غیر مسلکی برای پیشبرد زندگی ام نمایم که متاسفانه این فعالیت ها را با ترس و هراس انجام میدهم و بابت امنیت خود خیلی نگرانم چون در این روز اخیر احساس ناامنی میکنم چون در جریان کار با حرکت های ناخوشایند عساکر امارت روبرو شدم که هنگام رفتن به وظیفه و بیرون شدن از خانه یک دلهره ای ناخوش به وجودم میرسد که فکر و ذهنک را خیلی درگیر میسازد.”

 

از سوی هم تعداد زیادی از رسانه ها و خبرنگاران به دلیل ضعف اقتصادی نتوانستند به فعالیت خود ادامه بدهند و پولی برای پرداخت مزد کارمندان خود نداشتن و مجبور شدند درب رسانه های شان را ببنندند, و در کنار این با فرمان تازه طالبان که هیچ رسانه حق ندارد نشرات تولیدات رسانه ای و سینمایی کشور های خارجی را داشته باشد و صدا و تصویر زنان هم نباید در رسانه ها باشد رسانه ها را به ناکجاه گاه برده و مجبور هستند به فعالیت خود توقف بدهند.

 

حسینا که قبلا کارمند یکی از رسانه های خصوصی بود و اکنون بیکار است و در خانه بسر میبرد چنین میگوید:”ورود طالبان در افغانستان بیشتر از دیگر اقشار جامعه روی خانم ها تاثیرات منفی زیادتر گذاشته از جمله زنان خبرنگار که میتوانم بگویم در ولایت بلخ از حدود صد در صد فعلا بیشتر از نود در صد شان بیکار شدند.ودر وضعیت بسیار بدی قرار دارند ویک شمار بسیار اندک و انگشت شماری که کار میکنند ممکن به دلیل وضعیت بدی اقتصادی شان از  روی ناگزیری کار میکنند ان هم یا اینکه هویت شان پنهان است یا اینکه بشکلی کار میکنند که هویت شان آشکار نشود اگر کار میکنند نمیتوانند واقعیت های عینی که در جامعه به تصویر بکشند و به نحویی کار میکنند که فقد همان مزد خود را بدست بیاورند و روزگار خود را بچلانند در کل در یک وضعیت نا بسامان و بسیار سخت قرار دارند زنان خبرنگار در ولایت بلخ در کل در تمام افغانستان و فکر می کنم ولایت بلخ  بیشتر نسبت به مرکز از این ره گذر متاثر شده خبرنگاران بیشتر بیکار شدند وعلت این که خبرنگاران زن بیکار شدند این است که اکثریت رسانه ها در بلخ فعالیت داشتند رسانه های محلی او ها هم بنا بر وضعیت بد اقتصادی رسانه های محلی بسته شده و همان خبرنگار های که شاغل بودند بیکار شدند ویا کارکنان رسانه یی در کل که در برنامه های اجتماعی و تفریحی مصروف بودند آنها محدویت های که در رسانه ها وضع شد و برنامه ها از بین رفت و یا  برداشت شد آنها کار خود را از دست دادن وفعلا  بیکار استند.”

 

 

این درحالیست که حدود چهار ماه پیش تنها پنج درصد از خبرنگاران زن در افغانستان در در وظیفه های شان باقی مانده بود اما با گذشت زمان فعلا این فیصدی نیز بصورت چشم گیری کاهش یافته و تنها تعدادی انگشت شماری آن هم بصورت پنهانی و با نام های مستعار کار میکنند.

 

 

 

حریر “بیدل”

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا